پاسخهاي استاد به نقدهايي بر کتاب مساله حجاب - المطهري، الشيخ مرتضى - الصفحة ١٠ -           تاريخچه حجاب
اسلام بود . عربان از دلفريبى زن بيم داشتند و پيوسته دلباخته آن بودند و نفوذ طبيعى وى را با ترديد معمولى مردان درباره عفاف و فضيلت زن تلافى مى كردند عمر به قوم خود مى گفت : با زنان مشورت كنند و خلاف راى ايشان رفتار كنند ولى به قرن اول هجرى مسلمانان زن را در حجاب نكرده بودند , مردان و زنان با يكديگر ملاقات مى كردند و در كوچه ها پهلو به پهلوى مى رفتند و در مسجد با هم نماز مى كردند .
حجاب و خواجه دارى در ايام وليد دوم ( ١٢٦ - ١٢٧ هجرى ) معمول شد گوشه گيرى زنان از آنجا پديد آمد كه در ايام حيض و نفاس بر مردان حرام بودند )) .
حجاب در اين سخن ويل دورانت به همان معناى پرده نشينى آمده است نه ستر , و معلوم نيست كه نظر مؤلف در اينجا رد كلام اوست يا تاييد آن اگر منظور رد است پس چرا خودشان در مواردى مى گويند حجاب در اسلام به معناى پرده نشينى نيست , و اگر منظور تاييد است ذكر آن در اين سياق صحيح نيست .
مقصود ويل دورانت ستر است , جمله هاى بعد كاملا روشن مى كند .
صفحه ٢٦
(( جواهر لعل نهرو )) نخست وزير فقيد هند نيز معتقد است كه حجاب از ملل غير مسلمان : روز و ايران , به جهان اسلام وارد شد در كتاب (( نگاهى به تاريخ اسلام )) جلد اول صفحه ٣٢٨ ضمن ستايش از تمدن اسلامى , به تغييراتى كه بعدها پيدا شد اشاره مى كند و از آنجمله مى گويد :
(( يك تغيير بزرگ و تاسف آور نيز تدريجا روى نمود و آن در وضع زنان بود در ميان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت زنان عرب