آشنایی با کرامات اهل بیت - حسین انصاریان - الصفحة ٢٢

و گفت: چكار داريد؟ آن زن گفت: مقدارى غذا آوردم. زينب كبرى (ص) خيلى آرام فرمود: قانون دين ما صدقه گرفتن را بر ما حرام كرده. آن زن گفت: خانم! اين صدقه نيست؛ بلكه نذر است. من در اصل اهل شام نيستم. من بچه چهار ساله بودم كه مريض شدم. لمس شدم. همان‌طورى ماندم و معالجه نشدم. يك روز مادرم با عصبانيت به پدرم گفت، اين گوشت افتاده را بردار و ببر در خانه على، يا بگو دمى بزند تا او خوب بشود يا بميرد به خانه نيايد.