اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٩٧ - و اما در قسم(١)دوم تصديقى
مىشود- بلى فرقى كه هست اينست كه- پيدايش فرع مادى بسته به هستى اصل خود مىباشد- نه ببقاء زندگى وى- لكن هر تصديق و فكر كه نتيجهاى را مىدهد- بقاء وى در بقاء نتيجه ضرور مىباشد- كه اگر چنانچه نتيجه دهنده از ميان برود- از ميان رفتن نتيجه ضرورى است- .
است- يعنى مربوط به احكامى است- كه ذهن در مورد تصوراتى كه برايش از راه حس- يا راه ديگر پيدا مىشود صادر مىكند- و اين مسئله صرفا جنبه منطقى دارد- و راه حكما را در باب تعقل- و ارزش استدلال عقلى از يكديگر جدا ميسازد- اين دو مسئله چندان ارتباطى با يكديگر ندارد- هر چند نويسندگان جديد خلط مبحث كردهاند- و معمولا ديده مىشود تحت عنوان امپيريسم [١]مسلك تجربى- و راسيوناليسم [٢]مسلك عقلى- مطالب را در هم آميختهاند- و همين خلط مبحث بين اين دو مسئله موجب شده است- كه مطلب در حد ابهام باقى بماند- ما براى اولين بار اين دو را از يكديگر تفكيك مىكنيم- و براى جلوگيرى از اشتباه لفظى- اختلاف نظر در مسئله اول را كه در مورد تصورات است- و جنبه علم النفسى دارد بنام حسى و عقلى- و اختلاف نظر در مسئله دوم را كه در مورد تصديقات است- و جنبه منطقى دارد- بنام تعقلى و تجربى خوانده و مىخوانيم- نظريه حكماء مشرق و حكماء مغرب- و نظريه مخصوص اين مقاله- در مورد مسئله اول قبلا بيان شد- و اكنون نوبت آن رسيده است كه كه به مسئله دوم بپردازيم- و اختلاف نظر منطق تجربى و منطق تعقلى را شرح دهيم- در اين مسئله تا كنون تحقيق كافى- و بى نياز كنندهاى نشده است- و مخصوصا طرفداران منطق تعقلى در هيچ جا- در صدد بيان مبسوط و مشروح- و بى نياز كنندهاى بر نيامدهاند- ما با استفاده از اشارات و بيانهاى اجمالى- كه كسانى مانند ابن سينا و خواجه نصير الدين طوسى - و صدر المتالهين و ساير طرفداران منطق تعقلى- در اين باب كردهاند- و آنچه خود در اين جهت فكر كردهايم- نظريه منطق تعقلى را تشريح و از آن دفاع مىكنيم- .
اختلاف نظر تعقلى و تجربى- در لزوم تجربه يا تعقل نيست- نه منطق تعقلى تاثير عظيم و شگرف تجربه را- در تحقيقات علمى منكر است- و نه منطق تجربى تعقل و تفكر را- كه عمل ذهن است لغو و بى ثمر مىداند- اختلاف در قوانين و مقياسهاى اصلى تفكر- و طرز عمل ذهن در تفكرات است- اساسا منطق
[١] . Empirisme
[٢] . Rationalisme