اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٩٦ - و اما در قسم(١)دوم تصديقى
هر دو تصديقى كه نسبت اصل و فرع را دارند- عينا مانند پدر و مادر و فرزند- يا مانند درخت و ميوه- اصول مادى ساختمان فرع در وجود اصل محفوظ- و با صورت تازه از اصل خود جدا گشته- و پديده تازه خوانده مىشود- در اينجا اين سؤال پيش مىآيد- كه ذهن چگونه قدرت دارد- كه معانى را بطور منطقى تحليل و تركيب كند- و آيا واقعا ممكن است كه ذهن در معانى- و مفهوماتى كه پيش خود دارد طورى عمل كند- كه با واقع و نفس الامر مطابقت داشته باشد- لهذا در اينجا چند مطلب است- كه شايسته توجه و دقت است از اين قرار- ١-كيفيت تحليل و تركيب عقلى تصورات- .
٢-كيفيت تحليل و تركيب تصديقات- .
٣-ارزش منطقى تحليل و تركيب عقلى تصورات- .
٤-ارزش منطقى تحليل و تركيب تصديقات- .
ما در اينجا نمىتوانيم- وارد بيان تفصيلى اين چهار قسمت بشويم- راجع به قسمت اول و سوم يك بيان اجمالى در متن- و در پاورقىها شد- در كتب مبسوط منطق كم و بيش- در اطراف آن دو قسمت بحثهائى شده- و قسمت دوم را هم بايد از مبحث قياس منطق بدست آورد- آنچه اهميت فوق العاده دارد- و در درجه اول مسائل منطقى و فلسفى است- و در عين حال نديدهايم- كه تحقيق كافى در اطراف آن شده باشد- بيان قسمت چهارم است- راه منطق تعقلى و منطق تجربى- و بالنتيجه راه فلسفه تعقلى- و فلسفه تجربى در اينجا بكلى از يكديگر جدا مىشود- منطق تعقلى براى تحليل و تركيب تصديقات- كه از آن به روش استنتاج و استدلال عقلى تعبير مىشود- ارزش منطقى قائل است- ولى منطق تجربى جز براى استقراء و مشاهده- و تجربه و تجزيه و تركيب عملى ارزشى قائل نيست- .
در مقدمه اين مقاله و در طى خود مقاله- اختلاف نظر حسى و عقلى را مشروحا بيان كرديم- و توضيح داديم- و مجددا نيز يادآورى مىكنيم- كه آن اختلاف نظر- مربوط به تصورات است نه تصديقات- و آن هم از اين جنبه- كه راه پيدايش اولى تصورات در ذهن چيست- و آن مسئله بيشتر جنبه علم النفسى دارد- و راه حكما را در باب مبدا- و منشا اصلى تصورات از يكديگر جدا مىكند- ولى اين مسئله- كه اكنون مىخواهيم وارد بيان آن بشويم- مربوط به تصديقات