اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٩٣ - و اما در قسم(١)دوم تصديقى
بىشمار داريم- و گاهى كه آنها را بررسى مىنمائيم- مىبينيم همه آنها از همديگر جدا نيستند- يعنى جورى نيست كه- اگر يكى از آنها را گرفته و بتنهائى معلوم فرض كنيم- توانسته باشيم مابقى را مجهول فرض خارجى را موضوع عمل تجزيه- يا تركيب قرار دهد- مثل آنكه يك مركب صنعتى از قبيل ساعت و ماشين- يا يك مركب طبيعى- از قبيل آب را باجزاء اوليه آنها تجزيه كند- و يا دوباره آنها را بسازد- تمام عمليات شيميائى كه در لابراتوارها انجام مىگيرد- از اين قبيل است- و اين تجزيه و تركيب عملى- مهمترين شرط لازم بدست آوردن قوانين طبيعت است- علوم طبيعى از آغاز پيدايش- پيشرفت خود را مديون مشاهدات دقيق- و آزمايشها و تجزيه و تركيبهاى عملى است- در قرون اخيره دانشمندان اروپا- اهتمام شايانى باين روش سودمند بخرج دادند- و در نتيجه موفقيتهاى شگرف و عظيم- كه هرگز در مخيله بشر خطور نمىكرد بدست آوردند- .
تجزيه و تركيب نظرى يا ذهنى اينست- كه انسان مدركات و معلومات ذهنى خود را مقايسه- و تجزيه و تركيب كند- و تفكر كه عاليترين عمل ذهن است- جز تجزيه و تركيب ذهنى چيزى نيست- .
توضيح آنكه تجزيه و تركيب- ذهنى يا حسى است يا خيالى يا عقلى- تجزيه و تركيب حسى آنست- كه ذهن در يك صورت محسوسهاى- كه حضورا حس مىكند تصرف كند- مثل آنكه انسان در حالى كه بيك قالى- كه داراى نقشهها و گلهاى مختلف است نظر مىافكند- در ذهن خود از جمع كردن- و مورد توجه قرار دادن چند نقش و چند گل- صورت معينى مجسم مىكند و دو مرتبه از تجزيه- و مورد توجه قرار دادن بعضى دون بعضى- شكل ديگرى را بر خويش ظاهر ميسازد- و يا هنگامى كه در شب- به آسمان پر ستاره نگاه مىكند- در ذهن خود از جمع و تركيب- و مورد توجه قرار دادن يك عده از ستارگان- صورت حيوان مخصوصى را مجسم ميسازد- و در همان حال از تجزيه آنها و ضم و تركيب ديگرى- صورت ديگرى را بر خود ظاهر ميسازد- اينگونه تصرفات در صور محسوسه اولا آزادانه- و دلبخواه صورت مىگيرد- ثانيا فقط با دخالت عوامل ذهنى انجام مىيابد- و احتياجى ندارد كه انسان در وضع چشم- و نگاه كردن خود تغييراتى بدهد- .
تجزيه و تركيب خيالى آنست- كه ذهن در صور جمع شده در حافظه آزادانه و دلبخواه- و طبق تمايلات و احساسات درونى تصرفاتى بكند- مثلا انسان در ذهن خود تصورى از كوه دارد- و تصورى از پولاد- آنگاه با نيروى