اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٨٧ - اشكال- دوم
نمىتوان حكمى براى وى تشخيص داد از اين مقدمات چهارگانه نتيجه گرفته مىشود- كه تنها راه براى روشن شدن معلومات فكرى- اينست كه براى موضوع قضيه- ماهيت حقيقى بدست آيد- و اگر نتوانستيم يا نخواستيم حد اقل- معرفى كه مشتمل نزديكترين خواص وى بوده باشد- اخذ شود- (١)و چگونه وجدان فطرى يك متفكر كنجكاو- مىپذيرد مطلب بود كه در بالا ادعا مىشد- ذهن قدرت دارد از راه حواس و يا از راه شهود نفسانى- با كمك نيروى تحليلى عقلى به ماهيت پديدهاى- و يا لا اقل به ماهيت نزديكترين خواص آن پديده نائل شود- و چيستى آن پديده را بدست آورد- و چنانكه ميدانيم مبحث معروف معرف در منطق- براى راهنمائى كيفيت بدست آوردن ماهيت حقيقى شىء- يا لا اقل نزديكترين خواصش- كه ما به الامتياز وى از ساير اشياء است مىباشد- ٠ و همواره علماء جميع فنون و علوم- در فن خود سعى كرده و مىكنند- كه براى موضوعات مسائل فن- باصطلاح تعريف جامع و مانع ذكر كنند- و به اين وسيله حدود آن موضوعات را مشخص سازند- ولى روى اشكال فوق كه اشياء نه در ذهن- و نه در خارج داراى وضع مشخص و ممتاز نيستند- قهرا بحث معرف در منطق بيهوده- بلكه اساسا تعريف كردن در جميع علوم لغو و بى ثمر است (١)منطقيين مىگويند مجموع آن چيزهايى كه- انسان در باره اشياء مىخواهد بفهمد- و از خود مىپرسد و پاسخ آنرا مىجويد- در چند قسمت كلى خلاصه مىشود- و تمام مسائل علمى و فلسفى پاسخهائى است- كه باين چند قسمت كلى- و باصطلاح باين چند پرسش فكرى داده مىشود- و آنها از اين قرارند- ١-سؤال از چيستى يا از ماهيت شىء- يعنى هر چيزى كه نظر انسان را جلب كند و مورد توجه قرار گيرد- انسان مىخواهد آنرا بشناسد و بداند كه آن چيست- و داراى چه مشخصاتى است- و امتياز آن چيز از ساير اشياء چيست- در مقام پاسخ باين سؤال است- كه در مقام تعريف اشياء برمىآيند- و كوشش مىكنند براى هر چيزى- تعريف كامل جامع و مانع ذكر كنند- و چنانكه ميدانيم مبحث معرف در منطق- راهنماى همين جهت است- .
٢-سؤال از هستى يا از وجود شىء- يعنى سؤال از اينكه آيا اين چيزى كه من در باره آن فكر مىكنم- واقعا وجود دارد يا امرى موهوم است- و