اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٨٤ - اشكال- دوم
چينش ماده بوده- و به جز شانزده- عدد جزء مادى چيز ديگرى نيست- .
اين سخن ما- اگر چه راست و غير قابل انكار مىباشد- ولى در حقيقت چگونگى سير ماده را- در دو حال نشان مىدهد- يعنى اگر تنها مربوط به ماده بخواهيم سخن بگوئيم- بايد چنين گفت- ولى هرگز اين سخن نمىتواند بثبوت برساند- كه شكل مثلث و مربع يك شكل بوده- و در نتيجه آثار ماهيتى آنها يكى مىباشد- و مثلا مربع سه زاويه يا مثلث چهار زاويه دارد- .
و يا اگر ما جسم واحد را دو پاره نموديم- و پس از آن هر پاره را پنج قطعه كرديم- و سپس بهم آميخته و يكى ساختيم- نمىتوان گفت ارقام ١ و ٢ و ١٠ يك رقم مىباشد- زيرا يك ماده بعينه بيشتر ندارد- .
اشكال- [دوم]
ما بزور وسائل علمى مىتوانيم- موجود مادى را به اصل ماده تجزيه و تحليل نموده- و دوباره با تركيب به حال نخستين برگردانيم- وسائل علمى كنونى- اگر چنانچه در مورد همه موجودات هم جرات نكند- در غالب موجودات ميتواند بطبيعت سند كنترات داده- و خود متكفل ايجاد و اداره و تنظيم موجودات گردد- و پيشرفت شگرف علم نسبت به آينده- ميتواند نويد كلى و قطعى بدهد- پس استقلال دانش امروزه- و توانائى وى بايجاد موجودات حقيقى بوسيله چيدن و بهم زدن ماده- دليل قطعى مىباشد كه- بجز ماده با تركيبات گوناگون چيز ديگرى در ميان نيست- .
پاسخ- چنانكه بيان كرديم- علوم طبيعى فقط خط سير ماده را ميتواند