اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٨٣ - اشكال- اول
و سپس اگر هيچگونه اختلافى- ميان موضوعات اين خواص در خارج نبوده باشد- اختلاف خواص و آثار قابل تصور نيست- .
آرى آزمايشهاى علمى و كاوشهاى باريك فنى- تا كنون موفق شده كه- قسمتى از اختلافاتى را كه- از خارج بادراك ما خودنمائى مىكردند- حل نموده و بيك اصل ارجاع كند- يعنى مسير ماده را در سير گوناگون تكونات تشخيص داده- و اثبات نمايد كه ماده يكنواختى- در ميوه و خون و منى و انسان و خاك مثلا- موجود بوده محفوظ مىماند- نه اينكه در هر تكونى- چيزى از ته و ريشه معدوم شده- و چيز ديگرى از سر موجود مىشود- و همچنين بثبوت برساند كه انرژىهاى مختلف را- مىتوان بهمديگر تبديل كرد- يعنى خط سير انرژى را بدست آورده- و موقعيت و هويت وى را- در ميان اشكال گوناگون حرارت و مغناطيس و برق مثلا نگهدارد- .
و همچنين تبدل ماده را به انرژى- و انرژى را به ماده به نحوى تشخيص دهد- و بحسب فرضيه فن خود كه- انحصار موضوع به ماده و انرژى مىباشد- بگويد هر چه هست يا اينست يا آن- .
ولى بحسب نظر مطلق دقيق- نمىتواند ماوراء ماده و انرژى يك نواخت را- هر چه پيش آيد نفى كرده- و به اصل واحد ماده و انرژى برگرداند- زيرا هر تلاشى كه نموده و مىنمايد- در سنخ ماده و انرژى مىنمايد- نه در ماوراء آنها و نه در موجود مطلق- و اگر راستى ماورائى نيافته- معنايش اين است كه- ماده و انرژى نيافته درست تامل شود- .
مثلا مىگوييم اگر شانزدهتا جزء مادى را- با قاعده ٤ و ارتفاع ٤ بچينيم مربع حاصل مىشود- و اگر با قاعده ٨ و ارتفاع ٤ بچينيم مثلث- پس اختلاف شكل مربع و مثلث- مرتبط باختلاف