اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٧٧ - اشكال- اول
ماده و انرژى- در حركت و تحولند- بنا بر اين هيچ مهيتى و ذاتى در دو لحظه- در يك حال باقى نخواهد ماند- خواه در خارج و خواه در ذهن- زيرا ذهن نيز خاصه مادى مغز است- پس اتكاء علمى بمهيات بيهوده و بى ثمر بوده- و دستگاه ماهيت گيرى به منزله اينست صورت ذهنى انسان و اسب و سنگ و درخت- كه در نظر اين مقاله ماهيات مختلف و متنوعى هستند- .
آشنايان به منطق و فلسفه مىدانند- كه بسيارى از مسائل در منطق و در فلسفه- مبتنى بر مسئله تكثر ماهوى تصورات- و اختلافات ذاتى اعيان خارجيه است- و از اين مسئله سرچشمه مىگيرد- و بسيارى از مسائل ديگر پايه- و اساس اين مسئله بشمار ميرود- .
مثلا مبحث معروف مقولات دهگانه- يا پنجگانه يا دوگانه- بحسب اختلاف نظرى كه بين دانشمندان بوده- در منطق و فلسفه- كه ماهيات را بنحو مخصوصى دستهبندى مىكرد- و جهات مشترك آنها را از جهات اختصاصى تميز مىداد- مبتنى بر اين مسئله است- بر خلاف مقولات دوازدهگانه كانت - كه امور انتزاعى و اعتبارى را به ميان آورده- و همچنين مبحث معروف تعريفات جنسى و فصلى- در منطق از اين مسئله سرچشمه مىگيرد- و مبحث معروف صور نوعيه در فلسفه از پايهها- و ريشههاى اين مسئله بشمار ميرود- .
على اى حال نظريه متن- راجع بادراكات حقيقى متكى باين است- كه ما پارهاى از صور ذهنيه خود را ماهيات بدانيم- از قبيل صورت ذهنى انسان و اسب و درخت و غيره- و آن ماهيات را با يكديگر مختلف بالذات- و نماينده انواع خارجيه متباين بالذات بدانيم ولى روى اصول علمى جديد- مىتوان مطلب بالا را از دو راه مورد مناقشه قرار داد- يكى از راه انكار اختلافات ذاتى انواع خارجيه- يعنى انكار اين جهت كه انسان و سنگ و درخت و مس و آهن- هر يك داراى ذات و ماهيت جداگانه هستند- و ذاتا با يكديگر اختلاف دارند- و يكى از راه انكار يكسان ماندن ماهيات اشياء- يعنى انكار اينكه هر چيز داراى هر ماهيتى كه هست- براى هميشه همان ماهيت را دارا خواهد بود- .
توضيح اينكه اما نظريه تباين ذاتى انواع- كه مطلب بالا متكى بان است اينست كه ما اشياء- و واقعيتهاى خارجى را دستهبندى كنيم- و هر دستهاى را داراى ذات- و مهيتى مغاير با ذات و ماهيت ساير دستهها بشناسيم- و بعبارت