اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٧٦ - اشكال- اول
مفهومى نخواهد داشت- و نظر بهمين نكته- انواع مختلفه مانند انسان و اسب و زمين و هوا- از اختلافات ذاتى حاكى نبوده- و تنها اختلافات خواص تركيبات را نشان خواهند داد- كه آنها نيز بالاخره بيك اصل برمىگردند- .
گذشته از اين چون همين تركيبات- تا آخرين ريشه خود مقدار- و تصورات زياد ديگرى از غير اينها داريم- و براى ما مفهوم آب غير از مفهوم هوا- و هر يك از اين دو غير از مفهوم انسان- و هر يك از اين سه غير از مفهوم سفيدى- و هر يك از اين چهار غير از مفهوم شكل است- و همچنين- ...و هرگز نمىتوانيم بپذيريم- كه اين تصورات عين يكديگرند- و بالضروره ميدانيم كه با هم اختلاف دارند- اين اختلافات از ناحيه اختلافاتى- كه در خود واقعيتهاى خارجى هست ناشى شده- يعنى چون واقعيتهاى آب و هوا و انسان- و سفيدى و شكل و مقدار با يكديگر اختلاف دارند- تصورات ما در باره آنها مختلف شده است- پس يكنوع تكثر ادراكى ديگر- از لحاظ تكثر معلومات و واقعيتهاى عينى داريم- .
اين نوع از تكثر از لحاظ دخالت- در توسعه و افزايش تصورات عمدهترين تكثرات است- ولى از آنجايى كه اين نوع از تكثر- بر خلاف ساير اقسام آن كه قبلا بيان شد- اولا و بالذات مربوط به واقعيتهاى خارجى است- و بالتبع مربوط بادراكات و تصورات است- از موضوع بحث اين مقاله خارج است- و همچنانكه در مقدمه اين مقاله گفتيم- موضوع بحث اين مقاله آن تكثرهائى است- كه بالذات مربوط بخود ادراكات است- و آن كثرتها آنها است- كه عامل اصلى آنها فعاليت خود ذهن است- از قبيل كثرتهايى كه از راه حقيقت و اعتبار- يا از راه بساطت و تركب- يا از راه كليت و جزئيت پيدا مىشود- و اما آن كثرتى كه از ناحيه معلومات خارجيه است- از جنبه انفعالى ذهن سرچشمه مىگيرد- و بالذات مربوط بادراكات نيست- و لهذا از موضوع اين مقاله خارج است- .
اين نوع از تكثر را مىتوان تكثر ماهوى- و يا تكثر ذاتى ناميد- زيرا اين تكثر به عقيده بعضى از فلاسفه- نماينده اختلافات ماهوى و ذاتى اعيان خارجيه است- بيانات گذشته- مربوط به انقسام ادراكات بادراكات حقيقى- و ادراكات اعتبارى متكى به قبول نظريه اختلافات ماهوى- و ذاتى اعيان خارجيه است- زيرا ادراكات حقيقى همانها است- كه مستقيما صورت يك پديده خارجى است- از قبيل