اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٧٣ - اشكال- اول
پس مفاهيم تصوريه ما- چنانكه يك نوع كثرت در ميان بسايط خود دارند- يك نوع كثرت نيز بواسطه تركيب پيدا مىكنند- و چنانكه گذشت برخى ازين مفاهيم مهيات هستند- و برخى از آنها اعتباريات هستند- كه از مهيات اخذ شدهاند- و اين نيز يك نوع كثرتى است- كه متولد مىشود- و چنانكه روشن است- تركيبى كه ميان مهيات انجام مىگيرد- ميان مفاهيم اعتباريه نيز انجام مىيابد- از بيان فوق نتيجه گرفته مىشود- ١-مفاهيم تصوريه- كثرتى بواسطه بساطت و تركب پيدا مىكنند- ٢-مفاهيم كثرتى ديگر- از راه حقيقت و اعتبار(١)دارند
[چند اشكال بر قسم اول تصورى و پاسخ آنها]
اشكال- [اول]
مىتوان در بيان گذشته مناقشه نموده و گفت- اين بيان بدو برخى از موارد ابتداء بدرك بسائط نائل مىشود- سپس با قوه تركيب از آنها تصور جديدى مىسازد- مثل اينكه از يك طرف تصور حد يا نهايت- براى ذهن حاصل مىشود- و البته تصور نهايت نيز به نوبه خود تصورى است مركب- كه از تركيب چندين تصور بسيط حاصل شده است- و از طرف ديگر تصور عدم- و از نسبت دادن عدم به نهايت- تصور لا يتناهى براى ذهن حاصل مىشود- و با اينكه از يكطرف تصور وجود- و از طرف ديگر تصور ضرورت و وجوب- براى ذهن حاصل مىشود- سپس از تركيب اين دو تصور- تصور جديدى واجب الوجود براى ذهن دست مىدهد- تمام فرضيههاى علمى و فلسفى از اين قبيل است- ذهن پس از آنكه اين نوع تصورات را توليد كرد- در صدد تحقيق علمى و فلسفى برمىآيد- و از راههاى منطقى صحت يا بطلان- اين فرضهاى ذهنى را اثبات مىكند (١)مطابق نظريه عقليون - مفاهيم يكنوع كثرتى از راه ذاتى بودن(فطرى بودن- )و عرضى بودن دارند- و يكنوع كثرتى از راه بساطت و تركب دارند- و مفاهيم بسيط يا از راه يكى از حواس وارد ذهن شدهاند- و يا آنكه ذهن فطرتا واجد آنها بوده- و مطابق نظريه حسيون - كثرت مفاهيم فقط از لحاظ بساطت و تركب است- و تمام مفاهيم بسيطه- از راه يكى از حواس خارجى يا داخلى-