اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٧٠ - در قسم اول تصورى
زيادى از قضايا- در اصل مفردات تصورى مىباشد- ٣-چنانكه تركيب و تحليل را- به نحوى كه در نكته دويم گفته شد در تصورات داريم- همچنان در تصديقات و قضايا نيز داريم- ما در نخستين بار كه مىگفتيم مثلا سياهى سياهى است- سفيدى سياهى نيست- اين امور را پذيرفته و تصديق كرده بوديم كه- ١-سلب و ايجاب نفى و اثبات- هر دو با هم روى يك قضيه نمىآيند- و هر دو با هم از روى يك قضيه برداشته نمىشوند- اصل امتناع اجتماع نقيضين و ارتفاع نقيضين- .
٢-هر چيز خودش براى خودش ثابت است- .
٣-هيچ چيز خودش از خودش سلب نمىشود- .
٤-عرض بى موضوع نمىشود- .
٥-معلول بى علت نمىشود- .
و همچنين يك سلسله بديهيات ديگر- و اين نكته با بيان آينده روشنتر از اين بدست خواهد آمد- .(١)
از راه ديگر طريق تحليل- .
تكثر معلومات را- با روش ديگر نيز مىتوان بررسى نمود- زيرا چنانكه در مقاله ٤ بيان شد- معلومات حصولى ما بر دو قسم منقسم مىباشد- تصورى و تصديقى- .
در قسم اول تصورى-
ما بحسب غريزه در مفاهيم جزئيه- به مجرد حس و مشاهده (١)در اواخر اين مقاله- آنجا كه از تحليل تصديقى سخن به ميان آيد- راجع باين بديهيات كه بديهيات اوليه تصديقيه- اصطلاحا خوانده مىشوند- بحث نسبتا مفصلترى خواهد شد