اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٥٨ - مفاهيم حقيقيه مهيات و مفاهيم اعتباريه غير مهيات
يك اشتباه و خطاى اضطرارى ضرورى كه- دامنگير ذهن مىشود از حكم ايجابى است گرفته مىشود- پس او نيز مانند حكم ايجابى ماهيت نيست- ولى مىتوان گفت از ماهيت گرفته شده- .
و مفهوم پنجم و ششم- مفهوم كثرت نسبى و وحدت نسبى- چنانكه دانسته شد- از مفهوم نيست گرفته شده- اگر چه ماهيت نيستند ولى متكى به ماهيت مىباشند- .
پس از اين بيان روشن شد كه- برخى از اين مفاهيم ششگانه اول همان صور ذهنيه است- كه مربوط به دستگاه مخصوص ادراكى است- اين صور انفعالى هستند- يعنى قوه مدركه در اثر برخورد با يك واقعيت- روى خاصيت مخصوص صورتپذيرى خود- آنها را تهيه كرده است- و حصولى هستند يعنى يك واقعيتى- كه غير از واقعيت خودشان است ارائه ميدهند- و ذهنى هستند يعنى وجودشان قياسى است- و هيچ هويت و تشخصى غير از صورت شىء ديگر بودن ندارد- و امتياز اين صور از يكديگر تابع امتيازى است- كه محكى عنههاى آنها با يكديگر دارند- مثلا تصور انسان و تصور درخت و تصور اسب- هيچ هويت و تشخصى ندارند- غير از صورت اشياء خاص خارجى بودن- و امتياز هر يك از اين صور از ديگرى باينست- كه يكى متعلق بانسان است- و ديگرى بدرخت و سومى باسب- .
دسته دوم نفسانيات غير ذهنى هستند- اين دسته از امور مربوط به ساير دستگاههاى نفسانى- يعنى ما وراء دستگاه ذهن مىباشد- مانند اراده و شوق و لذت و رنج و غيره- اين امور اولا صورت چيزى نيستند- مثلا فرق اراده و تصور درخت اينست- كه اراده يك امرى است نفسانى- و چيزى را در خارج بما نشان نمىدهد- اما تصور درخت واقعيت خارجى درخت را- بر ما مكشوف ميسازد- و ثانيا حضورى هستند نه حصولى چنانكه واضح است- و ثالثا غالبا فعلى هستند نه انفعالى- .
حكم داراى هر دو جنبه است- از يك جهت صورتى است كه واقع و نفس الامر را ارائه مىدهد- و وجود خارجى ارتباط محمول را با موضوع منكشف ميسازد- از اين جنبه بايد او را علم حصولى- و صورت ذهنى و كيفيت انفعالى بدانيم- و از طرف ديگر علاوه بر اين جنبه جنبه خاص ديگرى دارد- كه از آن جنبه وجودش قياسى نيست- و بحسب نحوه وجود خود نه بتبع مكشوف- از