اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٥٧ - مفاهيم حقيقيه مهيات و مفاهيم اعتباريه غير مهيات
خودش مىباشد مفهوم گيرى نموده- و او را چنانكه گفته شد- با يك صورت ادراكى حكايت نمايد- و با اين حال نمىتوان او را در صف ساير مهيات قرار داد- زيرا آنچه براى او واقعيت بشمار ميرود حكم فعل ذهنى- ذهنى است نه خارجى داراى آثار خارجيه- .
و مفهوم چهارم مفهوم نيست چنانكه پيشتر گفتيم- بواسطه مردود بشناسيم- يك مطلب قطعى و مسلم است- و آن اينكه هنگامى كه محمولى را براى موضوعى اثبات مىكنيم- زيد ايستاده است- علاوه بر تصور موضوع زيد و تصور محمول ايستاده- يك عمل خاص ديگرى در ذهن انجام مىگيرد- ما نام آن عمل را حكم يا اقرار و اذعان گذاشتهايم- تنها نظريه سوم بود- كه قضيه موجبه را فقط مشتمل بر دو جزء ميدانست- و وجود حكم را انكار مىكرد- ولى آن نظريه بسيار ضعيف و غير قابل اعتنا است- متاخرين از روانشناسان جديد- دليلهاى بسيارى بر بطلان آن نظريه اقامه كردهاند- و اثبات كردهاند- كه ذهن علاوه بر تصور موضوع و محمول- يك نوع فعاليت از خود نشان مىدهد- و آن فعاليت همان است كه نامش را حكم- يا اقرار و اذعان گذاشتهاند- .
اساسا تداعى معانى غير از حكم است- و علل و مبادى آن نيز غير از علل و مبادى حكم است- بسيار اتفاق مىافتد- كه بعلت مشابهت يا تضاد يا مجاورت- ما بين دو معنا تداعى هست ولى حكم نيست- و يا آنكه حكم بر خلاف مقتضاى تداعى است- مثلا ممكن است كه در ذهن ما بين تصور حاتم- و تصور بخشندگى تداعى و تلازم وجود داشته باشد- ولى در عين حال ما حكم نكنيم كه حاتم بخشنده بوده- و يا آنكه حكم بكنيم كه بخشنده نبوده- و يا اصلا چنين شخصى در عالم وجود نداشته- و گاهى حكم هست و تداعى نيست- مثل تمام احكامى كه دانشمندان- در مورد مسائل نظرى و علمى به راهنمائى برهان- يا تجربه مىنمايند- پس اين مطلب قطعى و مسلم است- كه هنگامى كه محمولى را براى موضوعى اثبات مىكنيم- زيد ايستاده است- علاوه بر تصور موضوع و تصور محمول- يك عمل خاص ديگرى ذهن انجام مىدهد- .
اين عمل خاص در ميان همه امور نفسانى- يك امتياز مخصوص دارد- و آن اينكه داراى دو جنبه است- از يك جنبه انفعالى و حصولى و ذهنى است- و از جنبه ديگر فعلى و حضورى و غير ذهنى است- .
توضيح اينكه امور نفسانى چنانكه سابقه گذشت- دو دسته هستند دسته