اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٥٥ - ريشههاى نخستين ادراكات و علمهاى حصولى
وحدت سلب سلب است ولى چون اين سلب سلب منطبق بنسبت ايجابى(است)ميباشد نسبت وحدت با نسبت ايجاب در مصداق يكى خواهد بود .
در اين كار و كوشش ذهنى شش مفهوم بدست ما آمد:
١-مفهوم سياهى .
٢-مفهوم سفيدى .
٣-است .
٤-نيست .
٥-كثرت نسبى .
٦-وحدت نسبى .
جدا مىكند- و بين آنها نسبت- و رابطهاى در ظرف ذهن برقرار نمىسازد- اين نظريه نيز چندان طرفدارانى ندارد- .
ه قضيه سالبه مشتمل بر دو جزء است موضوع محمول- در قضيه سالبه پس از تصور موضوع و محمول- انسان و درخت ذهن متوقف مىشود و حكمى نمىكند- و نسبتى بين موضوع و محمول برقرار نمىسازد- ولى ذهن اين حكم نكردن خود را حكم به عدم مىپندارد- و در مقابل مفهوم است- كه از حكم وجودى حكايت مىكرد- مفهوم پندارى نيست را ميسازد- و قضيه سالبه را- مانند موجبه مشتمل بر حكم و نسبت فرض مىكند- اين نظريهايست كه در اين مقاله اختيار شده است- .
اين نظريه مبتنى بر دو مطلب زير است- اول قضيه موجبه مشتمل بر بيشتر از سه جزء نيست- موضوع و محمول و حكم- و فرض نسبت حكميه ضرورت ندارد- زيرا در قضاياى حسيه كه اولين قضاياى ادراكى هستند- مانند اين سفيدى سفيد است و اين سفيد شيرين است- موضوع و محمول محسوس هستند- و حكم نيز فعل نفس است- ولى محسوسى در مقابل نسبت حكميه نداريم- زيرا حسى كه نسبت دو چيز را ادراك نمايد نداريم- پس بايد بگوئيم- قضيه با مجرد موضوع و محمول و حكم تمام مىشود- .
دوم چنانكه در متن مقاله بيان شده- نفس در مورد قضيه سالبه كارى