اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٣٣ - پيدايش كثرت در علم و ادراك
محسوس داشته- و ترتب آثارى كه بالقياس بمحسوسات- در مورد آنها نبوده اثبات مىنمايد- و تنها ادراكى را كه قابل انطباق بحس بوده- و منتهى بحس نيست نفى مىكند- و اما مطلق ادراكى را كه تصور سفيدى- توليد كننده تصور سياهى است- و نه مىتوان گفت تصور سياهى- توليد كننده تصور سفيدى است- پس از هيچيك از اين سه راه- نمىتوان تكثر معلومات را توجيه كرد- تنها راه صحيح توجيه تكثر معلومات- كثرت آلات حسيه است- .
كثرت آلات حسيه از يكطرف- و تعداد احساسهاى جزئى از طرف ديگر- كه در طول زمان بواسطه حالات و شرايط و حركات- و كوششهاى مختلف كه انسان- براى اغراض و غايات مختلف مىكند پيدا مىشود- موجب مىشود كه صور محسوسه زيادى- در ذهن جمع شود- اين اجتماع و تراكم ادراكات حسى- نفس را مستعد مىكند- براى پيدايش بديهيات تصورى و بديهيات تصديقى- پس از پيدايش بديهيات- تكثر معلومات بطور ديگرى آغاز مىشود- باين نحو كه ذهن آنها را با شكلها- و صورتهاى مختلف تركيب مىكند- و حدود و قياسات ميسازد- و بانواع نتائج نائل مىشود- و از اين راه علوم نظرى را كسب مىكند- و قدرت تا بى نهايت جلو رفتن را پيدا مىكند- و خلاصه اينكه پيدايش بديهيات اوليه كثيره- مستند است بكثرت آلات حسيه- و كثرت احساسهاى جزئى- و پيدايش و تكثر علوم نظرى- مستند است بانواع تركيباتى كه- در بديهيات صورت مىگيرد- و البته در خصوص معلومات نظرى- بحسب رابطهاى كه بين هر مقدمه و نتيجهاش هست- ترتب على و معلولى برقرار است- .
خوانندگان محترم آگاهند كه- در مشاجره عظيم و طولانى حسيون و عقليون - كه در مقدمه مقاله بيان شد- تنها راهى كه حسيون در مقام رد عقيده عقليون پيدا كردهاند- همان راه آزمايش است كه اشاره شد- ولى اين برهان و برهانى كه در مقاله ٤ گذشت- براى كسانى كه به اصول فلسفى آگاهند- دليل قاطعى است بر نفى ادراكات فطرى- بان ترتيبى كه عقليون فرض كردهاند- .
نكتهاى كه لازم است تذكر داده شود- اين است كه برهان مزبور تنها عقيده عقليون جديد را- باطل مىكند- اما نظريه منسوب به افلاطون - مبتنى بر وجود قبلى روح و مشاهده مثل- با اين دليل قابل ابطال نيست- در مقام رد نظريه افلاطون - ادله ديگرى مبتنى بر حدوث نفس- و مادى بودن ابتدائى آن موجود است- كه در جاى خود مسطور و از حدود اين مقاله خارج است