اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٥ - خاتمه
همچنين نظريه ارسطو و دانشمندان اسلامى را- راجع به عقل و حس و رابطه معقولات و محسوسات- اجمالا بيان كرديم- و تذكر داديم كه نظريه عقلى و نظريه حسى- باين صورتى كه در قرون جديده مطرح شده- بى سابقه است- و مخصوصا نظريه عقلى كه مبتنى است بر اينكه- بعضى از تصورات فطرى و ذاتى عقل و لازم لا ينفك آن است كه- اولين بار از طرف دكارت اظهار شد- هيچ سابقه ندارد- ولى بعضى از دانشمندان خيال كردهاند كه- تمام كسانى كه بتصورات بديهى عقلى قائلند- آن تصورات را فطرى و ذاتى عقل مىدانند- و لهذا بسيار ديده مىشود كه- ارسطو و فارابى و ابن سينا را- جزء عقليون بمعناى مصطلح جديد كلمه بشمار مىآورند- ولى اين گمان باطل است- زيرا هيچ لزومى ندارد كه- ما بديهيات تصوريه عقليه را- فطرى و ذاتى عقل بدانيم- هيچ مانعى ندارد كه آن بديهيات بتدريج- براى ذهن حاصل شوند- و ذهن آنها را از تصورات حسى انتزاع نمايد- ما عبارت صدر المتالهين را راجع به اينكه- تمام بديهيات اوليه عقليه- پس از پيدايش صور محسوسه- براى ذهن حاصل مىشود- قبلا نقل كرديم و به تفصيل بيشترى بعدا نقل خواهيم كرد- و در متن مقاله كيفيت انتزاع آن بديهيات- از صور محسوسه بيان خواهد شد- .
مرحوم فروغى در سير حكمت در اروپا - همين اشتباه برايش رخ داده- و خيال كرده است كه- تمام كسانى كه ببديهيات اوليه عقليه قائلند- آن بديهيات را فطرى و ذاتى عقل مىدانند- مشار اليه در جلد سوم سير حكمت در اروپا - در مقدمهاى كه بر فلسفه فيخته نوشته- و نظريه عقليون و حسيون را شرح داده است مىنويسد- دكارت ...مانند پيشينيان از اصحاب عقل مدعى شد كه- بعضى معلومات و ادراك- پارهاى از حقايق در نفس انسان سرشته شده- و فطرى است و خاصيت عقل اوست- و بحس و تجربه بستگى ندارد- آنگاه در پاورقى توضيح مىدهد- شبيه به آنچه دانشمندان ما- به عقل بالملكه منتسب مىكنند - در جاهاى ديگر آن كتاب نيز همين اشتباه تكرار شده است- .
آنچه دكارت معتقد است- با آنچه پيشينيان از اصحاب عقل گفتهاند- بكلى متفاوت است- و مخصوصا با آنچه دانشمندان ما- به عقل بالملكه منتسب مىكنند- كوچكترين شباهتى ندارد- زيرا اولا دكارت آن تصورات را- خاصيت ذاتى عقل مىداند- و مدعى است كه- همانطورى كه خاصيت ذاتى جسم بعد داشتن است- خاصيت ذاتى عقل- ادراك اين مفاهيم فطرى است- و آن مفاهيم به هيچ چيز بستگى ندارند- مگر بخود عقل- ولى دانشمندان ما معتقدند كه- تمام معقولات بتدريج پيدا مىشوند- و از محسوسات آغاز مىشود- و تمام معقولات حتى بديهيات اوليه- يك نوع وابستگى بمحسوسات دارند- .