اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٤ - خاتمه
عوامل ديگرى مىبايست دخالت كند- تا ذهن بتواند قضاوت كند- و همچنين ترديدى نيست- كه يكى از عوامل مستعد كردن ذهن- براى قضاوت و حكومتهاى جزئى احساس است- از قبيل قضاوت در باره اينكه- اين كاغذى كه در دست من است سفيد است- و براى قضاوتهاى كلى و عمومى تجربه و آزمايش عملى است- از قبيل تمام اطلاعات علمى ما راجع بطبيعت- مثلا ما بطور كلى حكم مىكنيم كه- اجسام در اثر حرارت انبساط پيدا مىكنند- و بديهى است كه- اگر تجربه و آزمايش عملى در كار نبود- ذهن هيچ كس اين قضاوت و حكومت را نمىكرد- .
حالا بايد ديد- آيا تمام قضاوتها و حكومتهاى كلى و عمومى- با دخالت تجربه و آزمايش صورت مىگيرد- و يا آنكه پارهاى احكام و قضاوتها هست كه- بدون هيچ عامل خارجى صورت مىگيرد- يعنى تنها تصور موضوع و محمول- براى قضاوت ذهن كافى است- بديهيات اوليه تصديقيه باصطلاح منطق- و بر فرض اينكه ما تصديقاتى- غير از تصديقات تجربى داشته باشيم- آيا ابتداء آن تصديقات- در ذهن وجود پيدا مىكند- و سپس تصديقات تجربى يا آنكه كار بعكس است- در ضمن اين مقاله خواهد آمد كه- تصديقات تجربى مؤخر است- از يك سلسله تصديقات غير تجربى و بعلاوه توضيح داده خواهد شد كه- اگر آن تصديقات غير تجربى را از ذهن بگيريم- محال و ممتنع است كه- ذهن از راه تجربه بتصديقى نائل شود- و تمام تصديقات تجربى متكى است- به اصولى كه از غير راه تجربه ذهن- آنها را تصديق كرده است- و بعبارت ديگر اگر آن تصديقات- ما قبل تجربه را از ذهن بگيريم- بشر هيچگونه علمى به هيچ چيزى چه در مسائل طبيعى و چه در مسائل غير طبيعى- نمىتواند داشته باشد- و كاخ علم و معلومات بشر يكباره ويران مىشود- يعنى ترديد يا انكار آن اصول غير تجربى- مساوى با سوفسطائىگرى است- .
غالبا اين دو مطلب كه- يكى مربوط به مبحث تصورات است- و ديگرى مربوط به مبحث تصديقات- با يكديگر اشتباه مىشود- على هذا ما هر چند تصوراتى- مقدم بر تصورات احساسى نداريم- ولى تصديقات زيادى مقدم بر تصديقات تجربى داريم- بيان و توضيح بيشتر مطلب بالا- با توجه به آنچه دانشمندان قديم و جديد- در اين زمينه گفتهاند بعدا خواهد آمد- .
٢ ما قبلا نظريه عقليون - و نظريه حسيون جديد اروپا را- كاملا شرح داديم و گفتيم كه- عقليون بعضى از تصورات را- ذاتى و فطرى عقل مىدانند و معتقدند كه- آن تصورات هيچگونه استناد و ارتباطى- بحس و محسوسات ندارد- و