اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٣٧
موضوعى از براى ترك باقى نمىماند- و چنانكه روشن است- فاعل در اين صورت انتخاب و اراده فعل را دارد- اگر چه از راه ناچارى- يعنى نبودن چاره كه طرف مقابل فعل است- فعل را اراده مىكند- .
و البته اين بيان با نظر عقلا- كه فعل جبرى را مستند به اختيار فاعل ندانسته- و پاداش خوب و بد را ساقط مىدانند منافات ندارد- چنانكه اختيارى انتخابى بودن فعل- با آنچه از آغاز سخن گفتيم- كه صدور فعل از قوه فعاله- در مورد تشخيص ضرورى است منافات ندارد- .
مباحث جبر و اختيار نتايج علمى بسيار دارد- ولى از غرض اين مقاله خارج مىباشد- و از اين روى سخن را پايان داده و مقاله را ختم مىكنيم- .
مسائلى كه در اين مقاله بيان نموديم به شرح ذيل مىباشد-
١-يك سلسله از علوم داريم كه مطابق خارج از توهم ندارند- اعتباريات- .
٢-علوم اعتباريه تابع احساسات درونى مىباشند- .
٣-هر اعتبارى را حقيقتى هست- .
٤-علوم اعتباريه بى آثار خارجى نخواهند بود- .
٥-معرف اعتبار دادن حد چيزى است به چيز ديگر- .
٦-در مورد اعتباريات برهان جارى نمىشود- .
٧-ممكنست علم اعتبارى علم اعتبارى ديگرى را توليد كند- .
٨-انسان با اعمال قواى فعاله خود- يك سلسله علوم اعتباريه تهيه مىكند- .
٩-ضابط اعتبارى بودن علمى اينست- كه نسبت بايد را مىتوان بوى متعلق فرض كرد- .