اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٣٤ - ٤-اعتبارات در مورد تساوى طرفين
ميان ميرود- .
پس علم فكر يك ابزار عمومى است- كه جنس حيوان كارها- و فعاليتهاى مخصوص بخود را بوسيله او انجام مىدهد- يعنى ارتباط او با حركات خودش- و متعلق حركات خودش ماده بوسيله رابطه علم است- .
٥ علمى كه مستقيما و بلا واسطه- وسيله استكمال فعلى انسان و ساير حيوانات است- علم اعتبارى است نه علم حقيقى- توضيح اين نظريه- اينكه چنانكه در آغاز مقاله اشاره نموديم- وسيله بودن علم از براى فعاليت انسان از اين راه است- كه علم پشت سر خود و خارج از خود را نشان داده- و انسان او را در مىيابد- و بى ترديد يافتن ما وراء علم براى اينست- كه انسان كمال خود را تميز دهد- يعنى چيزى را كه رافع احتياج و نقص مىباشد- از غير او بشناسد- و از اين روى ناچار انسان خواهش قواى فعاله خود را- كه مظاهر احتياج و استكمال هستند- بايد با علم ادراك آميزش دهد- و سپس آن خواهشها را با ماده خارجى ارتباط داده- و صورت آنها را به ماده تطبيق نمايد- تا قواى فعاله خود را با آنها- بوسيله حركتهاى گوناگون تماس دهد- و همين جا است كه قوه فعاله انسان- با مادهاى كه مورد تعلق فعاليت وى مىباشد- ارتباط حاصل مىكند- .
چنانكه در آغاز مقاله اشاره نموديم- اين علوم كه رابطه ميان انسان و حركات فعلى اوست- علوم اعتبارى مىباشند نه علوم حقيقى- اگر چه علوم حقيقيه نيز- هرگز مستغنى عنه نخواهند بود- زيرا چنانكه اثبات كرديم اعتبار بى حقيقت محض نمىشود- مثلا هنگامى كه آب مىآشاميم نخست از جهاز تغذى- صورت احساسى تشنگى را مشاهده مىكنيم- و پس از آن خواهش سيراب شدن بما جلوه مىكند- و نسبت وجوب و لزوم را ميان خود- و سيراب شدن بكار مىبريم- و چون اين