اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٣٣ - ٤-اعتبارات در مورد تساوى طرفين
٢-فعاليت هر موجودى مناسب و ملايم وجود خودش- بنفع هستى و بقاء مىباشد- و از اين روى موجودى كه بسوى نابودى- يا ضرر خود قدمى بر دارد سراغ نداريم- و اين نظريه البته نيازمند به توضيح مىباشد- در بحثهاى گذشته توضيح نسبتا كافى در اين باب دادهايم- .
٣-اين فعاليت پيوسته بواسطه حركتى است- حركتهاى گوناگون كه در هر موجود- مناسب با ذاتش انجام مىگيرد- كه موجود فعال انجام داده- و بغايات حركات كه كمال وى مىباشد نائل شده- و هستى خود را تكميل مىنمايد- البته خود وجود وى نيز از قانون حركت مستثنى نبوده- و چنانكه در مقالههاى آينده- بيارى خدا به ثبوت خواهيم رسانيد- با حركت جوهرى متحرك مىباشد- و نزديك باين سخن- از دانشمندان امروزه نيز بطور فرضيه مىشنويم- جهان طبيعت حركت- .
٤-گروهى از موجودات اين فعاليت- و حركت استكمالى را از راه علم فكر انجام ميدهند- و قدر متقين از اين گروه انسان- و تقريبا يا تحقيقا ساير انواع حيوان مىباشد- .
و البته همه حركاتى كه در دايره وجود انسان- يا ساير حيوانات تحقق پيدا مىكند- نمىتوان از راه علم انجام يافته پنداشت- يعنى در اثبات اينكه همه حركات انسان- اعم از طبيعى و ارادى علمى- و از راه علم انجام مىگيرد نمىتوان برهان اقامه كرد- اگر چه انكار نيز نمىتوان كرد- زيرا ما در تامل ابتدائى بى ترديد فرقى واضح- ميان فعاليت دستگاه داخلى تغذيه و تنميه- و ميان سخن گفتن و نگاه كردن و غذا خوردن مىيابيم- زيرا در قسم اول اگر چه گاهى علم بوجود عمل پيدا مىكنيم- ولى بود و نبود علم كمترين تاثيرى در عمل ندارد- ولى در قسم دويم با از ميان رفتن علم- وجود فعل از