اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٢٨ - ٣-رياست و مرئوسيت و لوازم آنها
اعتبار شده- يعنى اطاعت را از مطاوعت- و پذيرش تاثير خارجى و معصيت را از عصيان- و نپذيرفتن تاثير خارجى گرفتهاند- .
و بهمين ملاحظه- نسبت اطاعت به امتثالهاى خصوصى اوامر- خاصه نسبت كلى به فرد مىباشد- و همچنين نسبت معصيت به تمردهاى خصوصى- .
و همچنين بهمين نظر- نسبت ميان اطاعت و ميان مامور نسبت وجوب است- چنانكه نسبت ميان فعل متعلق امر و مامور همين است- .
و چون انسان همين اطاعت و وجوب را- براى نخستين بار بموجب فطرت- در مورد رياست و امر گرفته- در هر جا كه وجوب اطاعت را ببيند- همان جا وجود امر را معتقد خواهد بود- و در نتيجه آمر و حاكمى نيز اثبات خواهد نمود- .
چنانكه عملى كردن اقتضائات غريزى- و احساسى را مانند اقتضائات احساس شهوى- يا دوستانه يا دشمنانه- اطاعت حكم و امر غريزه ميدانيم- و همچنين انجام دادن قضايائى- كه در شرايع آسمانى ثبت شده امتثال امر شرع- و مطابقت دادن عمل را با مندرجات يك قانون مدنى- اطاعت امر و حكم قانون مىشماريم- و همچنين يك سلسله امورى- كه فطرت بلزوم آنها قضاوت مىكند- و صلاح جامعه كه توام به اصلاح و تكامل فردى است- در آنها مىباشد احكام و اوامر عقليه ناميده- و انجام دادن آنها را اطاعت اوامر عقليه- يا اطاعت از امر وجدان ميدانيم- و در مورد آنها مجازاتى از ستايش و نكوهش معتقديم- .
با تامل در اطراف اين بيان روشن خواهد شد- كه اين مفاهيم اعتباريه و افكار مصنوعى انسانى- كه چون درياى بيكران بيرون و اندرون- تمام ادراكات ما را فرا گرفته- و بهمه جاى افكار ما نفوذ