اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٢٦ - ٣-رياست و مرئوسيت و لوازم آنها
مىباشد- مانند اقسام تعارفات و كرنشها- و پرستشهاى بزرگ و كوچك- با وجهى كه مناسب كمال فعلى اجتماع مىباشد- جعل و اعتبار شده- و از طرف ديگر چون اعتبار رياست را اعتبار اجتماع- و عدالت اجتماعى چنانكه سابقا گفته شد پيش آورده- يك سلسله اعتبارات مناسبه بر له مرئوس و عليه رئيس- كه در حقيقت جوابده اعتباراتى است- كه بر له رئيس و عليه مرئوس وضع گرديده ساخته شده- و البته چون اين اعتبارات- بنفع مرئوس و ضرر رئيس است- از جهت قوه و ضعف با قوه و ضعف رئيس- نسبت متعاكس دارند- هر چه مقام رياست تواناتر باشد- تاثير اعتبارات و حقوق مرئوس ضعيفتر- و هر چه ضعيفتر قويتر- و همچنين توانائى و ناتوانى مرئوس- در اعتبارات جانب رئيس تاثير متعاكس دارد- .
البته با كمترين توجه مىتوان فهميد- كه اعتبار رياست كه گفته شد بيشتر در دنباله خود- اعتبارات دامنهدار زيادى دارد- كه تشخيص هويتهاى تفصيلى آنها- خارج از بحث ما بوده- و سير اجمالى در رشد و تكون آنها- مانند نظايرشان براى ما كافيست- فقط در ميان اين همه لواحق- چيزى كه واجد اهميت و تاثير- در ابحاث گذشته و آينده دارد- سازمان اعتبار امر و نهى و تبعات و لواحق آنها است امر و نهى و جزاء و مزد امر و خواستن كارى از ديگرى- چنانكه با تامل بدست مىآيد بستگى دادن خواست- و ربط دادن اراده است به فعل ديگرى- و چون بحسب واقع اراده هر فرد مريد جز به فعل خود- يعنى حركات عضلانى خود تعلق نمىگيرد- و همچنين فعل ديگرى نيز جز به اراده خودش- بجاى ديگر متعلق نمىشود- ناچار تعلق دادن مريد اراده