اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢١٨ - خاتمه اين بحث و گفتگوها
و خلاف وى بخلاف وى- و در اين صورت توارث افكار تلقين اعتياد- تربيت در تثبيت و تغيير افكار اجتماعى- و ادراكات اعتبارى نقش مهمى را بازى خواهد كرد- .
٣-ما ترديد نداريم كه با قريحه تكامل- پيوسته بر معلومات خود مىافزاييم- و خلاصه در اثر اينكه- نخستين روزهاى پاگشائى به جهان ماده- معلومات زيادى از نياكان خود- بطور توارث دريافت داشته- و پايه پيشرفتهاى آينده خود قرار مىدهيم- دائره علوم روز بروز در توسعه است- و هر چه توسعه پيدا كند از مزاياى طبيعت- بواسطه تطبيق عمل استفادههاى بيشتر و كاملترى نموده- و طبيعت سركش را بهتر بخود رام مىكنيم- و ازين روى مفهوم بايد و نبايد و خوب و بد- و نظاير آنها پيوسته هم آغوش تغيير مىباشد- مثلا دو فرد انسان فرض كنيم- كه يكى از آنها انسان امروز- در يكى از تالارهاى كاخى زيبا- روى كرسى زيباى خود نشسته- و فاخرترين لباس را- كه با آخرين مدل روز دوخته شده باشد پوشيده- و در مقابل ميزى كه روى او خوراكهاى رنگارنگ چيده شده- قرار گرفته باشد- و ديگرى انسان اولى روزگار شيرين خود را- در شكاف كوهها با گياه بيابانها- و ميوه جنگلها مىگذارند- با سنجشى كه در ميان اين دو فرد بعمل بياوريم- روشن خواهد شد- كه انسان چه بسيار بايستنىها را ترك گفته- و خوبها را بد شمرده تا به حد امروزه رسيده- انسان هيچگاه از فكر خوب و بد دست بردار نيست- ولى پيوسته با پيشرفت زندگى بد را خوب- و خوب را بد مىشمارد- زيرا هيچگاه زندگانى ديروزى- با احتياجات امروزى وفق نمىدهد- .
اگر در معلومات اعتبارى تامل نمائيم- خواهيم ديد كه حال ادراكات اعتبارى در توليد و استنتاج- مانند حال علوم حقيقى مىباشد- مثلا ما نسبت وجوب را بايد از نسبت ضرورت خارجى- كه در ميان