اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢١١ - نكته اول
نامبرده اگر فرمانبردارى هم بكند- تازه در همه موارد عمل بشك- به فرمان نخستين وى اطاعت علمى كرده- و همه موارد شك را نيز با علم تشخيص داده- .
و مثلا انسان در موارد محذورات احتمالى- استنكاف كرده و وارد نمىشود- قاعده دفع ضرر محتمل- آبى را كه راستى احتمال مسموميت دارد نمىخورد- بجائى كه احتمال چاه ميرود پاى نمىگذارد- به مادهاى كه احتمال انفجار دارد دست نمىزند- ولى اينها مواردى است كه انسان در سر دو راه ايستاده- يكى مقطوع الامن و ديگرى غير مقطوع- و با غريزه عمل به علم راه مقطوع الامن را انتخاب مىنمايد- گذشته از اينكه- احتمال محذور را نيز با علم تشخيص مىدهد- .
از بيان گذشته نتيجه گرفته مىشود- ١-يكى از اعتباريات حجيت علم است- .
٢-اين اعتبار از اعتبارات عمومى است قبل الاجتماع- .
نكاتى چند-
[نكته اول]
١-نظر به قريحه مسامحه- كه در انسان از قاعده انتخاب اخف و اسهل استقرار جسته- انسان در مرحله عمل- هر چيز غير مهم را به عدم ملحق مىنمايد- و ما روزانه اين روش را در هزارها مورد بكار مىبريم- كه يكى از آنها ادراك ظنى است- در جايى كه جانب مرجوح طرفين ظن بى اهميت بوده باشد- به حسابش نمىآوريم- و در نتيجه ظن قوى را به جاى علم گذاشته- و نام علم بوى مىدهيم- و اين همان ظن اطمينانى است كه مدار عمل انسان مىباشد- و اين خود يكى از اعتبارات عمومى است- .