اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢١٠ - ٥-اصل متابعت علم
كه معلوم الوجود بوده- و هيچگونه ترديدى در وجودش نداريم- موجود است بى قيد علم- اگر چه بحسب دقت معلوم الوجود است- ولى وقتى كه به اينجا مىرسيم- موجودى كه پيش ما است بحسب دقت موجود نيست- بلكه معلوم الوجود- يعنى صورت علمى است نه خود موجود خارجى- باز مىبينيم معلوم الوجود معلوم الوجود است- نه معلوم معلوم الوجود- و باز هر چه پيش برويم دست خود را به روى واقعيت خارج- يعنى روى علم بنام معلوم خارجى خواهيم گذاشت- نه روى علم بواقعيت خارج- .
پس بايد قضاوت كرد كه انسان و هر موجود زنده- هيچگاه از اعتبار دادن به علم- مقابل مطلق ترديد مستغنى نيست- و بحكم اضطرار غريزى به علم اعتبار خواهد داد- يعنى صورت علمى را همان واقعيت خارج خواهد گرفت- .
اعتبار واقعيت علم باصطلاح اين مقاله- حجيت قطع باصطلاح فن اصول- .
و از اين روى ما نمىتوانيم- دخالت تازهاى اثباتا و نفيا در اعتبار علم بكنيم- ما هيچگاه نمىتوانيم- اين اعتبار را از دست علم بگيريم- زيرا هر گامى كه در اين راه برمىداريم- در خط علم راهپيمائى نمودهايم- و هيچگاه نمىتوانيم دو باره به علم اعتبار بدهيم- زيرا خواه و ناخواه اين اعتبار را- در نخستين برخوردى كه با خارج نمودهايم- بوى دادهايم- و انسان نمىتواند در دائره زندگى خود- بيك نقطه برسد براى نمونه- كه از عمل به علم خالى بوده باشد- .
مثلا يك رئيس يا هر ما فوق- ميتواند گزاف گوئى كرده بزير دست خود بكوبد- ازين پس در فرمانهاى من- آنچه را كه علم دارى ترك گفته- و موارد مشكوكه را انجام ده- ولى باز با اين بازى به آرزوى خود- الغاء اعتبار علم نخواهد رسيد- زيرا زير دست