اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٠٤ - ٤-اصل استخدام و اجتماع
طبيعى شمرد- و خواه ناخواه اين روش مستند بطبيعت است- .
ولى سخن اين جا است كه- آيا روش استخدام مستقيما- و بلا واسطه مقتضاى طبيعت مىباشد- و اين انديشه نخست در مغز انسان جايگير شده- و در دنبال وى انديشه ديگرى بنام انديشه اجتماع- گرد هم آمدن و زندگى دسته جمعى كردن پيدا مىشود- يا اينكه انسان با مشاهده همنوعان خود- اول بفكر اجتماع و زندگى دسته جمعى افتاده- و افراد نوع بهمديگر گرائيده- و زندگانى تعاونى را پىجوئى نموده- و همه از همه برخوردار مىشوند- و ضمنا گاهى يا بيشتر اوقات- اجتماع از مجراى طبيعى خود منحرف شده- و مبدل بيك توده هرج و مرج و سودبرى و رنجكشى- و بالاخره بردگى و استثمار مىشود- .
ما گمان مىكنيم كه يك بررسى- يا تماشاى فعاليتهاى ابتدائى نوع انسان- و روشهاى ساده بيشتر انواع ديگر حيوان- و همچنين بررسى تجهيزات طبيعت- پاسخ حقيقى اين پرسش را مشخص ميسازد- .
درست است كه ساختمان كالبد انسان- با جهاز تغذيه نسبتا اجتماعى مجهز مىباشد- فرد ماده انسان پستان دارد- كه دقيقا براى بيرون دادن شير آماده است- و پشت سر اين- دستگاه دقيق ديگرى براى ساختن شير درست شده- و بدن با وى مجهز گرديده- و از طرف ديگر فرد ديگر كودك- با لب و دهانى مجهز مىباشد- كه كاملا با مكيدن پستان و گرفتن شير توافق داشته- و سازگار مىباشد- و همچنين مجموع دو فرد ذكور و اناث- روى هم رفته با يكدستگاه دقيق و باريك تمايل جنسى- و تهيه ماده اصلى نوزاد انسانى- و بقالب زدن و بيرون دادن- و بالاخره ساختن يك فردى مانند خود- با همه لوازم و احتياجات- و شايد شماره واحدها و اجزاء اولى اين