اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٠١ - ٢-حسن و قبح خوبى و بدى
و اجتماعى معتبرند- و پوشيده نماند كه حسن نيز- مانند وجود بر دو قسم است- حسنى كه صفت فعل است فى نفسه- و حسنى كه صفت لازم و غير مختلف فعل صادر است- چون وجوب عام- و بنا بر اين ممكن است كه- فعلى بحسب طبع بد و قبيح بوده- و باز از فاعل صادر شود- ولى صدورش ناچار با اعتقاد حسن- صورت خواهد گرفت
٣-
انتخاب اخف و اسهل سبكتر و آسانتر
قواى فعاله ما كه كارهاى خود را با فكر انجام ميدهند- و يا هر قوه فعاله طبيعى هر گاه با دو فعل مواجه شود- كه از جهت نوع متشابه- ولى از جهت صرف قوه و انرژى مختلف- يعنى يكى دشوار و پر رنج- و ديگرى آسان و بيرنج بوده باشد- ناچار قوه فعاله بسوى كار بيرنج تمايل كرده- و كار پر رنج را ترك خواهد گفت- و البته علتش اينست- كه كار پر رنج در عين حال كه مقتضاى قوه فعاله است- مقرون بعوائق و موانعى است- كه با قوه فعاله سازگار نيستند- و گاهى كه قوه فعاله چنين كارى را انجام مىدهد- خود كار را مى خواست- و از كشيدن رنج و دفع عائق چاره نداشت- پس وجوب چنين كار و فعلى پيش قوه فعاله- مقيد بفقدان كار بيرنج يا كمرنج بوده- پس در موردى كه دو فعل بيرنج و با رنج فرض شود- انتخاب بيرنج معين خواهد بود- .
و روى اين اصل مىباشد- كه تطور و تحولى در همه اعتباريات- در جميع شئون انفرادى و اجتماعى انسان موجود مىباشد- و ممكنست افكار ساير جانوران زنده- بويژه افكار انفرادى