اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٩٦ - شاخههاى اعتباريات انقسامات
ريشه اعتباريات و آغاز پيدايش آنها
چنانكه از بيان گذشته دستگير مىشود- قواى فعاله انسان چون فعاليت طبيعى- و تكوينى خود را روى اساس ادراك- و علم استوار ساخته- ناچار است براى مشخص كردن فعل- و مورد فعل خود يك سلسله احساسات ادراكى- چون حب و بغض و اراده و كراهت بوجود آورده- و در مورد فعل بواسطه تطبيق- همين صور احساسى متعلق فعاليت خود را- از غير آن تميز داده- و آنگاه مورد تطبيق را متعلق قوه فعاله قرار داده- معناى بايستى را بوى داده- وجوب ميان خود و ميان او گذشته و فعل را انجام دهد- و آزمايش ممتد در افراد انسان- و ساير جانوران زنده همين نظر را تاييد مىكند
شاخههاى اعتباريات انقسامات
چنانكه از نتيجه ٦- كه در آغاز سخن گرفتيم روشن است- در مورد اعتباريات- نمىتوان دست توقع بسوى برهان دراز كرد- زيرا مورد جريان برهان حقايق مىباشد و بس- .
و از راه ديگر در نوع انسان- مثلا كه روزگارهاى دراز- و سدههاى متراكم از تاريخ پيدايش وى- كه بما تاريك است گذشته- و بواسطه تكاثر تدريجى جهات احتياج فردى و نوعى- كه روز بروز كشف شده- و هر روز اعتبارياتى و افكارى تازهتر- و پيچيدهتر به گذشته افزوده- نمىتوان از ميان انبوه تودههاى متراكم- اعتبار ريشههاى اصلى را پيدا نمود- .
ولى چيزى كه هست اينست- كه اجتماع امروزه ما با معلومات اعتبارى و اجتماعى- تدريجا و بمرور زمان روى هم چيده