اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٩٢ - طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست
از بيان گذشته نتيجه گرفته مىشود- الف انسان يا هر موجود زنده- بواسطه بكار انداختن قواى فعاله خود- يك سلسله مفاهيم و افكار اعتباريه تهيه مىنمايد- صاحب غريزه- در همه كارها تخصص و مهارت اعمال كنند- و بين افراد نوعشان اختلاف باشد- همانطورى كه از لحاظ جسمانى كم و بيش اختلاف هست- و مىبايست در وضع حركات غريزى آنها- تكامل و ترقى بوجود آيد- همانطورى كه در انسان كه كارهاى خويش را از روى فكر- و نظر و تعليم و تعلم انجام مىدهد- همه اين خصوصيات هست ٦-هدايت غريزه- بوسيله يك نوع الهام غيبى صورت مىگيرد- حكماء اشراق مدعى بودند- كه تدبير حيات هر نوع از انواع حيوانات- بوسيله يك نور مدبر صورت مىگيرد- كه آن هم بالاخره منتهى مىشود به نور الانوار- و ذات واجب الوجود- اين نظريه را با دلائل علمى نمىتوان رد كرد- و اگر از هيچ راه از راههاى عادى- و طبيعى حركات غريزى قابل توجيه نباشد- ناچار بايد حكم كرد كه حيوان در حركات غريزى خود- بوسيله يك نيروى ديگرى- كه محيط بر وجودش است هدايت مىشود- چيزى كه هست كيفيت الهام- و كيفيت ياد گرفتن و هدايت شدن حيوان- مطابق اين نظريه بر ما روشن نيست- .
٧-حركات غريزى حيوان- همه حركاتى است از روى شعور و اراده و قصد- و لكن در عين حال اين فعاليتها فعاليت تدبيرى نيست- يعنى حيوان فعاليتهاى خود را- بمنظور نتايج طبيعى آنها انجام نمىدهد- بلكه از نتائج طبيعى افعال خود بكلى بىخبر است- چيزى كه هست وضع ساختمان هر حيوانى- نسبت به كارهاى غريزى مخصوص خودش- طورى است كه از آن افعال طبعا لذت مىبرد- و حيوان بدون آنكه از نتيجه آن فعل آگاه باشد- و بدون آنكه ميل به نتيجه فعل او را تحريك كرده باشد- بلكه فقط براى لذتى- كه از نفس فعل عايد حيوان مىشود فعاليت مىكند- .
براى توضيح مطلب- مىتوان دو نوع فعاليتى كه در انسان ديده مىشود- مورد مطالعه قرار داد- انسان هر چند هر فعاليتى را براى آرزوئى- و رسيدن بيك لذتى و ارضاء يك تمايلى انجام مىدهد- ولى در بعضى از افعال مستقيما خود فعل را نمىخواهد- يعنى خود فعل لذت بخش نيست- بلكه بسا هست مقرون برنج است- و لكن آن فعل- انسان را بيك مقصود نهائى نزديك مىكند- از قبيل شخم زدن زمين و دانه پاشيدن- و درو كردن و خرمن كردن و- ...كه يك نفر