اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٩١ - طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست
اين حركات صفت وجوب و لزوم مىدهد- و چون مىبيند كه قوه فعاله- در حقيقت يك چيز مىخواهد- به همه اين حركات و يا بيك دسته از آنها- صفت وحدت و يگانگى مىدهد و بهمين قياس- .
٥-حركات غريزى حيوانات- حركاتى است ارادى و مقرون به شعور و تدبير- حيوان هر يك از اين كارهاى غريزى خويش را- با علم و عمد و آگاهى از نتيجه- و خاصيت طبيعى فعل خود انجام مىدهد- مثلا آنكه لانه ميسازد مىداند فائده لانه ساختن چيست- و چگونه بايد ساخت تا براى استفاده مهيا شود- و آنكه با غريزه اجتماعى فعاليتهاى اجتماعى مىكند- از روى آگاهى به وظيفه و آگاهى از فوائد زندگانى اجتماعى- فعاليتهاى اجتماعى مىكند- از قبيل زنبور عسل و مورچه و پارهاى پرندگان- بلكه پارهاى پستانداران- اين علم و آگاهى براى هر نسلى- از طريق حس و تجربه حاصل مىشود- و بوسيله يك نوع تفاهمى كه بين حيوانات است- از فردى به فردى از نسلى به نسلى منتقل مىشود- .
اين نظريه را هر چند نمىتوان صد در صد باطل دانست- زيرا اين نظريه متكى به دو جهت است- يكى علم اكتسابى تجربى حيوان و يكى تفاهم حيوانات- و ترديد نيست كه حيوان كم و بيش- در طول عمر اطلاعاتى كسب مىكند- و موضوع تفاهم حيوانات نيز- هنوز از نظر علمى روشن نيست- كه آيا واقعا هست يا نيست- و اگر هست تا چه اندازه است و به چه وسيله است- ولى صد در صد نيز قابل قبول نيست- زيرا اولا يك سلسله حركات غريزى- از بعضى حيوانات در همان آغاز تولد- يعنى قبل از آنكه حيوان فرصت تعليم و تعلم- يا تجربه پيدا كند بطرز شگفتانگيزى صادر مىشود- كه با اين نظريه قابل توجيه نيست- و ثانيا حيوانشناسان بعضى حيوانات پيدا كردهاند- كه هيچ گاه نسل بعدى نسل قبلى را مشاهده نمىكند- و هميشه قبل از آمدن نسل بعد- نسل قبل از بين ميرود- و در عين حال حيوان حركات غريزى شگفتانگيزى دارد- اين نيز با اين فرض قابل توجيه نيست- و ثالثا اگر حركات غريزى- از راه تجربه و تعليم و تعلم صورت مىگيرد- پس چرا غرائز حيوانات جنبه اختصاصى دارد- و هر حيوانى فقط در يك اعمال بالخصوص تخصص دارد- و چرا افراد نوع همه با هم از لحاظ حركات غريزى مساوى- و در يك درجهاند- و چرا از لحاظ غريزه تكاملى در آنها پيدا نمىشود- مثلا چرا زنبورهاى عسل- در طول قرنها زندگانى اجتماعى تجديد نظر- و تكميلى در تمدن خود بوجود نمىآورند- و حال آنكه اگر حركات غريزى صد در صد از روى فكر- و نظر و كشف قوانين كلى بود- مىبايست همه حيوانات