اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٩ - تعيين حدود علم
و امكان و امثال اينها- اين مفاهيم عامه بترتيبى كه گفته خواهد شد- از لحاظ پيدا شدن براى ذهن- مؤخرند از مفاهيم خاصه- و بالاخص از محسوسات خارجيه- و از اين لحاظ در درجه دوم واقعند- معقولات ثانيه- ولى از لحاظ منطقى بديهى اولى مىباشند- يعنى از لحاظ فلسفى و روانشناسى در درجه دوماند- و از لحاظ منطقى در درجه اول- .
علاوه بر اين جهت در اين مقاله- راه پيدايش يك سلسله تصورات ديگر- كه بعضى از آنها نيز بديهى اولىاند و بعضى نه- مانند مفهوم عليت و معلوليت- و جوهر و عرض و حكم- كه عموما فلاسفه در بيان راه پيدايش اين تصورات- يا ساكتند و يا متحير بيان شده- و در بيان اين راه از شهود نفسانى خاصى استفاده شده است- كه معما را حل و اشكال را برطرف مىكند- توضيح اين مطالب بتدريج در ضمن خود مقاله خواهد آمد
تعيين حدود علم
اين مسئله نيز بصورت و شكلى كه- در قرون اخيره ميان دانشمندان مطرح است- كاملا جديد و بى سابقه است- و نتيجه توجه خاصى است كه در قرون اخيره- به عالم انسان و ادراكات ذهنى انسان شده است- البته ساير دانشمندان نيز- در باب محدوديت علم بشر- سخنانى گفتهاند از قبيل اينكه- حقايق عالم بى پايان است و قوه تفكر بشر محدود- پس علم كل نصيب كسى نمىشود- و يا اينكه در باره حقيقت وجود هستى- گفتهاند كه قابل معلوم شدن به علم حصولى نيست- و آنچه با علم حصولى معلوم مىشود- از قبيل ماهيات است و امثال اين گفتارها- ولى پيدا است كه هدف اين دانشمندان در اين سخنان- با هدف دانشمندان جديد متفاوت و مختلف است- در ميان دانشمندان جديد راجع به حدود علم دو نظريه است- الف جمعى از دانشمندان معتقدند كه- قدرت قضاوت فكرى بشر فقط در حدود فنومنها- يعنى ظواهر و عوارض طبيعت- و تعيين روابط و مناسبات آنها است- و اين ظواهر و عوارض همانها است كه- قابل احساس و تجربه هستند- و اما تحقيق در باره كنه امور- و ما وراء عوارض و ظواهر طبيعت- خواه مربوط بخود طبيعت- و خواه مربوط بما وراء الطبيعه باشد- از دسترسى قضاوت فكرى بشر خارج است- و آنچه هم تا كنون در اين باره گفته شده- اصل و مبنائى نداشته- صرفا لفاظى و خيالبافى بوده است- .
بعقيده اين دسته- علوم طبيعى از قبيل فيزيك و شيمى و زيست شناسى- و