اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٨٤ - طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست
بصورت احساس- در مغز وى جايگزين شده- و سپس نام اراده و مراد و مريد- خواست خواسته خواهان بوى داده- و با آزمايش خوردنى را تميز داده- و گاهى هم مىفهمد- كه مادهاى كه در دست با فعاليت حيوانى چندان دشوار نيست- آنچه نيازمند به تامل است طرز فعاليت ارادى حيوان است- كه مستلزم يك سلسله انديشه و ادراكات است- كه بايد در مقدمه آن افعال واقع شود- و اينك به شرح آن مىپردازيم- حيوان چون با اراده و انديشه كارهائى مىكند- ناچار همانطور كه به اراده و انديشه خود آگاهى دارد- به حركتى كه ناشى از اراده و انديشه است آگاهى دارد- ولى در اينجا يك سؤال مهم فلسفى پيش مىآيد- و آن اينكه آيا آگاهى حيوان به فعل خود- مانند آگاهى وى است باشياء خارجى- يا بنحو ديگرى است- و اگر مانند آگاهى وى است به ساير اشياء- لازم است كه اول- حركت ارادى بدون اطلاع حيوان صادر شود- سپس حيوان از راه يكى از حواس خود بان آگاه شود- و حال آنكه اين خلاف ضرورت است- و مخصوصا از آن جهت كه انسان هم در اين جهت شريك است- و هر كسى خود را ميتواند مورد مطالعه قرار دهد- ما از حال خودمان ميدانيم كه قبل از فعل ارادى- و لا اقل در حين وقوع آن از وجودش آگاهيم- پس ناچار علم حيوان بحركات ارادى خود- از قبيل علم وى باشياء خارجى نيست- و باصطلاح فلسفى علم حصولى انفعالى نيست- بلكه طورى ديگر است يعنى بطور علم حضورى است- و اين مسئله از فروع يكى از مهمترين مسائل فلسفى- در باب علم و معلوم است- و همين اشاره مطلب ما را كافى است- .
ايضا حيوان بغايت فعل ارادى خويش آگاه است- هر فعلى كه بمقتضاى انديشه و اراده واقع مىشود- خواه ناخواه از يكى از تمايلات- يا ميلهاى نفسانى حيوان سر چشمه مىگيرد- .
تمايلات يا ميلها- عبارت است از منشاهاى اصلى نفسانى هيجانها- و اشتياقاتى كه در وجود حيوان پيدا مىشود- و منجر بحركات ارادى مىشود- در وجود حيوان تمايلات مختلفى هست- و هر تمايلى هيجانى به طرف شىء خاصى ايجاد مىكند- تمايل به غذا غير از تمايل جنسى- و هر يك از اين دو غير از تمايل به جاه و مقام است- در اينكه تمايلات حيوان- و بالاخص انسان چند تا است- و كداميك اصل است و كداميك فرع- بحثهاى دقيق علم النفسى شده- و نظريههاى دقيقى پديد آمده- و شايد ما در آينده وارد اين مبحث بشويم- .
بهر حال هر فعلى كه بمقتضاى اراده و انديشه- از حيوان سرمىزند- خواه