اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٨٠ - طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست
دايره پيدايش خود با افعالى سر و كار دارد- و نقاطى را هدف فعاليت خود قرار مىدهد- كه با قوا و ابزار و وسايل آنها- بحسب طبيعت و تكوين مجهز مىباشد- چنانكه مثلا جانوران تخم كننده- هيچگاه انديشه زائيدن و شير دادن نمىكنند- و اگر زائيدن و شير دادن يك جانور زائيده را ببينند- التذاذى از تصور آن ندارند- و جز آنچه تجهيزات آنها اقتضا مىكند- چيز ديگرى تصور نمىكنند- و همچنين آنچه را كه بحسب طبيعت- با ابزار مناسب وى مجهز هستند- نمىتوانند تصور نكنند يا منافى وى تصور نمايند- مثلا پيش انسان براى جواز خوردن و نزديكى جنسى- حجتى بالاتر از جهاز طبيعى تغذى و توليد مثل نيست- .
و از همين جا مىشود حدس زد- كه اگر يكى ازين موجودات فعاله را- و البته هر موجودى فعال است علمى فرض كنيم- (١)باين معنى كه كارهاى خود را- با ادراك و فكر انجام دهد- بايد صور ادراكى افعال خود را- باقتضاى قواى فعاله خود داشته باشد- و نوع قضاوت مىكنند- ولى خواننده محترم از ياد نبرد كه اختلاف طرز فكر ملل و امم- در افكار اعتبارى است نه در حقايق- و همانطورى كه در مقدمه مقاله گفتيم- عقل و معقولات نظرى در همه كس و همه جا- و جميع ظروف و احوال يكسان است- و لهذا ما نمىخواهيم مدعى شويم- كه مردم مناطق حاره طرز فكرشان در رياضيات و منطق- مثلا با مردم مناطق منجمده متفاوت است- بلكه همانطورى كه بعدا خواهد آمد- در ميان افكار اعتبارى نيز- يك سلسله افكار هست كه قابل تغيير و تبديل نيست- تفكيك اين دو قسم از يكديگر- در متن مقاله خواهد آمد (١)سابقا گفتيم كه حيوان و از آن جمله انسان- قسمتى از نيازمنديهاى وجود خويش را- كه در نبات بطور عادى و طبيعى انجام مىگيرد- به اضافه قسمتهائى علاوه- بايد با وساطت و هدايت ميل- و لذت و اراده و انديشه انجام دهد- و در حقيقت اين امور بمنزله ابزارهائى هستند- كه طبيعت حيوان براى طى مراحلى كه بايد بپيمايد- آنها را بكار مىبرد- و از اينرو حيوان- نيازمند بيك سلسله فعاليتهاى ارادى است- تا بتواند حيات و بقاء خويش را حفظ كند- .