اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٧٨ - طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست
دادن انديشه- و پندار به سير طبيعت خاتمه داده- و در آرامگاه جاويدانى خود نشيمن مىگزيند- .
پاسخى كه كاوش علمى- بلكه معلومات بسيط ابتدائى انسان باين پرسش مىدهد- اينست كه سازمان طبيعت و تكوين متبوع- و سازمان انديشه و پندار تابع و طفيلى او مىباشد- .
ولى با اين همه سازمان فكرى را بكلى بى رابطه- به سازمان طبيعت و تكوين نمىتوان انگاشت- زيرا افعال ارادى همراه فكر خاصى است- كه با تغيير و بطلان وى فعل نيز متغير- و باطل اين دو مرحله بوده- و كداميك از آنها مستقل و متبوع- و كداميك مستمند و طفيلى ديگرى خواهد بود- .
مطالعه زندگى حيوانات- خصوصا با توجه به اصل انطباق با احتياجات- كه در مقدمه اين مقاله گفته شد- روشن مىكند كه نفسانيات حيوان- يعنى تمايلات و احساسات و انديشههاى ناشى از آنها- كه اين مقاله آنها را انديشههاى اعتبارى نام نهاده- تابع و طفيلى هستند- و به منزله ابزارى هستند كه طبيعت آنها را براى رسيدن بهدف- و مقصد خويش ساخته است- .
هنگامى كه با نظرى دقيقتر مطالعه كنيم- خواهيم ديد كه در حيوان نيروئى هست- كه موجبات بقاء او را فراهم ميسازد- و او را بجانب كمال فرد يا نوع سوق مىدهد- و هر يك از جهازات بدنى- كه ما از آنها باعضاء و جوارح تعبير مىكنيم- و هر يك از جهازات روحى از تمايلات- و غرائز و انديشههاى ناشى از آنها ابزارهائى هستند- كه بحسب اقتضاء محيطها و شرائط ظروف و احوال- حيوان آنها را بكار مىبرد و از آنها استفاده مىكند- و همواره تغيير محيط و تغيير احتياجات حيوان- خواه ناخواه به حكم قانون انطباق با محيط- از طرفى در وضع تجهيزات بدنى- و از طرفى در وضع تجهيزات روحى وى- موجب تغييرات متناسبى مىشود- و البته همانطورى كه در مقدمه اين مقاله گذشت- از نظر حيوان شناسى تجربى- نمىتوان عامل اصلى اين تطبيق را تعيين نمود- و هر دستهاى مطابق مشرب فلسفى خود نظريهاى دادهاند- رجوع شود به صفحه ١٤١- و هم نمىتوان حدود اين تطبيقات را دقيقا تعيين نمود- يعنى نمىتوان گفت كه حيوان تحت تاثير همان عامل مرموز- تا چه اندازه ميتواند خود را از لحاظ تجهيزات بدنى- و تجهيزات روحى با احتياجات سازگار كند- ولى فى الجمله مسلم است كه تغيير