اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٧٥ - طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست
مكنت و توليد ثروت مىباشيم- و اگر يك فرد مالك و اگر يك دهگان- و اگر يك دانشور و اگر ...بوده باشيم- با احساسات ويژه و انديشههاى مخصوص بسر برده- و زندگى خود را به سر انجام مىرسانيم- .
راستى ممكنست يكنفر انسان- يك عمر تمام سرگرم انديشههاى گوناگون بوده- و حتى يك دم نظر نخستين كه گفته شد- از فكر وى منظور را مىدهد رهبرى مىكند- .
٣-در عين اينكه هر يك از جهازات طبيعى حيوان- با تمايل و غريزه و انديشههاى مربوطه بان- واقعا مرتبط و پيوسته است- و بالاخره از همه آنها منظور واحدى تامين مىشود- و همه به منزله يك دستگاهند- كه براى يك منظور واحد بوجود آمدهاند- نكته قابل توجه اينست- كه طرز فعاليت اين دو قسمت- قسمت طبيعى و قسمت نفسانى چنان نمودار ميسازد- كه اين دو قسمت مجزا از يكديگرند- و هر يك براى خود و براى يك غايت- و هدف جداگانه و مختص بخود كار مىكنند- و بحسب تصادف نتيجه يكى از اين دو قسمت- بنفع ديگرى هم تمام مىشود- .
شما از انسان عالم صرف نظر كنيد- و وضع كودك يا حيوان- يا انسان بسيط را مورد مطالعه خود قرار دهيد- كودك يا حيوان يا انسان بسيط- در دستگاه مربوط به تغذيه وى- مثلا احتياج به غذا پيدا مىشود- و او بدون آنكه از اين احتياج طبيعى آگاه شود- و بداند كه بدن احتياج به بدل ما يتحلل دارد- و فايده غذا از لحاظ طبيعى چيست- بلكه بدون آنكه از وجود معده- و دستگاه هضم و جذب و دفع آگاهى داشته باشد- و بدون آنكه توجهى بحيات و بقاء خود داشته باشد- فقط احساس مخصوصى در خود مىيابد- كه ما نام آنرا گرسنگى مىخوانيم- آنگاه ميل به سيرى- و لذتى كه از اين راه حاصل مىشود- در دستگاه نفسانى وى شروع به فعاليت مىكند- و انديشه سير شدن- بايد سير بشوم را در وى پديد مىآورد- تا بالاخره منجر به اراده و حركاتى در ظاهر بدن- كه مظهر آن تمايل و آن انديشه است مىشود- و هم چنين وقتى كه بدن آماده انجام اعمالى- كه منجر به توليد مثل مىگردد بشود- حيوان بدون آنكه- از احتياج طبيعى بدن خود آگاه شود- و بدون آنكه نتيجه طبيعى عمل خود را- كه بقاء نوع است بداند- فقط احساس مخصوصى در خود مىيابد- و انديشه كارى كه منجر بارضاء تمايل نفسانى وى است- در وى پديد مىآيد- تا بالاخره آن تمايل و آن انديشه- منجر به انجام اعمال