اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٧٠ - طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست
مىشود- .
پس واحد درخت يك موجود طبيعى است- كه يك سلسله خواص و آثار طبيعى را با اوضاع معينه- مراد از وضع هيئت تركيبى است- كه شرايط زمانى و مكانى و ماده با گردآمدن- و فعل و انفعال خود بوجود مىآورند- بطور ضرورت و جبر انجام مىدهد- .
اكنون اگر از موجود غير زنده به موجود زنده پرداخته- و مثلا انسان را مورد بررسى قرار دهيم- خواهيم ديد داراى همان فورمول وجودى است- و يك فرد انسان- عينا وضعيت ذاتى يك موجود طبيعى را مانند درخت دارد- و هر فرد انسانى هر كه و هر وقت و هر كجا باشد- اعم از شاه و گدا اعم از مرد و زن- اعم از عاقل و ديوانه اعم از بيابانى و شهرى- اعم از دانشمند و نادان يك واحد طبيعى است- كه در دايره هستى خود يك سلسله خواص- و آثار طبيعى را از قبيل تغذيه و تنميه و توليد مثل- بحسب طبيعت و تكوين جبرا انجام مىدهد- و چندى بدينسان زندگى خود را ادامه داده- و سپس از ميان قدما گفتهاند- در شعور و حركت ارادى بگذاريم- اشكال مهمى پيش نمىآيد- و اشكالاتى كه در اين زمينه شده قابل دفع است- و ما خود را نيازمند به بحث در اطراف اين مطلب نميدانيم- .
على هذا كلمه حيوان به موجوداتى گفته مىشود- كه در طبيعت داراى شعور و تشخيص- و حركت مسبوق به تشخيص و اراده هستند- .
در اين مقاله هر جا كه موجود زنده اطلاق مىشود- مقصود مطلق موجوداتى كه بانها كلمه حى- يا ذى حيات گفته مىشود نيست- بلكه مقصود خصوص همان موجوداتى است- كه بانها كلمه حيوان يا جانور گفته مىشود- يعنى موجوداتى كه شاعر بخود- و به پارهاى از افعال خود هستند- و حركاتى از روى شعور و اراده انجام ميدهند- و مقصود از تقسيم بالا- تقسيم موجودات است به حيوان و غير حيوان- نه تقسيم موجودات بذى حيات و غير ذى حيات جماد- .
براى آنكه ادراكات اعتبارى را بشناسيم- بايد نظرى اجمالى و كلى بوضع احتياجات طبيعى- و عمليات بدنى موجود زنده حيوان بنمائيم- و با نظر ديگر