اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٧ - عقليون
نظريههاى جديد
در اروپا از قرن شانزدهم به بعد- مسئله بالا بصورت و شكل ديگرى- مورد گفتگو واقع شده- و مشاجره عظيمى بر پا كرده است- سير اين مسئله در ميان اروپائيان- با آنچه در بالا گذشت- از لحاظ شكل و كيفيت مختلف است- .
دانشمندان اروپائى در مسئله بالا راه حصول علم- دو دسته هستند عقليون و حسيون.
عقليون
اين دسته معتقدند كه- ادراكات ذهنى بر دو قسم است- يك قسم همانها است كه- مستقيما از راه يكى از حواس- وارد ذهن شده است- و قسم دوم آنها است كه- عقل از پيش خود آنها را ابداع كرده است- و آنها فطرى و خاصيت ذاتى عقل هستند- به عقيده عقليون اينگونه تصورات- هيچ مبدا و منشاى جز خود عقل ندارد- و اين تصورات قبل از هر حس و احساسى- براى عقل حاصل هستند- و اگر فرض كنيم كه- هيچ صورت محسوسهاى وارد ذهن نشود- باز ذهن از خود و پيش خود واجد اين تصورات است- .
دكارت كه سر دسته عقيلون است- پارهاى از مفاهيم و تصورات را از قبيل وجود و وحدت- و حتى بعد و شكل و حركت و مدت را- نام مىبرد و مىگويد اين تصورات- هيچگونه استنادى بحس ندارند- و فطرى و ذاتى عقل است- بعد از دكارت جماعتى از فلاسفه پيدا شدند كه- اصول عقايد دكارت را با فى الجمله اختلاف پذيرفتند- به عقيده دكارت و ساير عقليون - علم حقيقى كه قابل اعتماد و اطمينان است- همان است كه از راه معقولات فطرى- بدست آمده باشد- ما در مقدمه مقاله ٤- بمناسبتى گفتار دكارت و پيروانش را نقل كرديم- رجوع شود به جلد اول مقاله چهارم- كانت نيز به وجه ديگرى قائل به معانى فطرى شد- و يك رشته از تصورات ديگرى را- ما قبل حس و احساس خواند- به عقيده كانت مفهوم زمان و مكان- و آنچه منشعب از اين دو مفهوم است- از اين قبيل است- وى جميع مفاهيم رياضى را- فطرى و ما قبل حس و احساس مىداند- .
روى نظريه عقليون - عناصر ساده اوليه عقليه بر دو قسم است- قسم اول معقولاتى كه- از راه يكى از حواس خارجى يا داخلى- وارد ذهن شده است- و قوه عاقله با نيروى تجريد- از آنها صورت كلى و معقول ساخته است- قسم دوم معقولاتى كه فطرى و خاصيت ذاتى عقل است- و هيچگونه استنادى بحس و احساس ندارد