اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٦٩ - طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست
و همين واحد با فعاليت ذاتى خود فعاليت كرده- و تدريجا افعال و آثار و حوادثى بوجود آورده- و وجود خود را يا بقاء وجود خود را حفظ مىنمايد- بوسيله ريشههاى خود- آب و غذا از زمين جذب مىكند- و از راه تنه و شاخه و برگ تهويه مىنمايد- و بواسطه جهازات داخلى غذاى اندوخته را- به همه اطراف جسم خود پخش مىكند- و بهمين واسطه تغذى و تنميه بعمل مىآورد- و زوائد و فضلات را بيرون مىدهد- و در هر سال چندى استراحت كرده- و به گردآورى و تجهيز نيروى فرسوده خود- اشتغال ورزيده و سپس سر گرم نمو گرديده- و سبز شده و شكوفه باز كرده- و ميوه در آورده و مىرساند- دو باره از فعاليت بيرونى افتاده- و كار گذشته را از سر مىگيرد- .
خلاصه همه اين حوادث خواص و افعال- با هسته مركزى خودشان واحد درخت- يك جهان كوچكى را تشكيل ميدهند- كه همه اجزاء وى بهمديگر بستگى داشته- و يك سازمان واحدى را پديد آوردهاند- كه در نقطه مركزى وى واحدى بنام جوهر درخت- و در شعاع عمل وى موجودات ديگرى- بعنوان طفيلى واحد جوهرى نامبرده- گرداگردش را گرفته و وابسته وى مىباشند- چندى فعاليت واحد نامبرده پديد و پيدا- و پس از چندى مىميرد- و با سقوط وى همه اين جهان كوچك- سقوط كرده و نابود كه مطالعات زيادى- در انواع مختلف نباتات و حيوانات كردهاند- اين فرق را قابل مناقشه دانستهاند- و بعضى امتياز اصلى حيوان و نبات را- در مواد غذائى آنها دانستهاند- زيرا نباتات از مواد جامد تغذى مىكنند- بخلاف حيوانات كه از گياه و گوشت تغذى مىكنند- و بعضى ديگر هيچيك از اين فرقها را صحيح ندانسته- و اختلاف نسبتا اساسى- كه در حيوان و نبات يافتهاند- همانا اختلاف در وضع ساختمان داخلى- سلولهاى تشكيل دهنده آنها مىباشد- .
ولى چنين بنظر مىرسد كه اگر فرق حيوان و نبات را- مطابق همان چيزى كه