اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٦٨ - طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست
مىنماييم- (١)و گاهى كه در يك موجود غير زنده- مانند يك فرد درخت تامل نمائيم- مىبينيم اجتماع چندين واحد- مثلا شاخه و تنه و ريشه يك واحد را تشكيل داده- و با اعضاء و قواى مختلفى مجهز نمودهاند-
طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست
در امور اعتبارى رابطه بين دو طرف قضيه- همواره فرضى و قراردادى است- و اعتبار كننده اين فرض و اعتبار را- براى وصول بهدف و مصلحت و غايتى نموده- و هر گونه كه بهتر او را بهدف- و مصلحت منظور وى برساند اعتبار مىكند- يگانه مقياس عقلانى كه در اعتباريات بكار برده مىشود- لغويت و عدم لغويت اعتبار است- و البته در اين جهت- خصوصيت اعتبار كننده را بايد در نظر گرفت- مثلا اگر اعتبار اعتبار خيالى و وهمى است- مصالح و اهداف آن قوه را بايد در نظر گرفت- و اگر اعتبار اعتبار عقلى است- مصالح و اهداف آن قوه را بايد در نظر داشت- و همچنين فرق است بين اعتبارات قانونى يك نفر بشر- و اعتبارات قانونى كه بوسيله وحى الهى تعيين مىشود- .
ولى در اين جهت فرقى نيست كه هر كس- و هر چيز و هر فرد و هر دسته كه چيزى را اعتبار مىكند- غايت و هدفى در اعتبار خود دارد- و وصول بان هدف را مقصد قرار مىدهد- و اگر چيزى را براى مقصد خاصى اعتبار كرد- ممكن نيست كه عين همان قوه اعتبار كننده- چيز ديگرى را اعتبار كند- كه او را از وصول بان مقصد دور كند- پس يگانه مقياس سير و سلوك فكرى- در اعتباريات همانا مقياس لغويت و عدم لغويت است (١)معمولا موجود زنده يا ذى حيات- به مطلق موجوداتى گفته مىشود- كه داراى خاصيتهاى تغذيه رشد توليد مثل مىباشند- و اين تعريف همانطورى كه شامل حيوانات- از قبيل اسب و شتر و مرغ و مار و ماهى هست- شامل نباتات از قبيل درخت آلبالو و گل سرخ و تره نيز هست- و لهذا در اصطلاحات معمولى و متداول- علم الحيات عبارت است از- مطلق علم شناخت موجودات زنده- كه به دو بخش گياه شناسى و حيوان شناسى منقسم مىشود- .
در مقابل موجودات زنده و ذى حيات جماداتند- مانند سنگ و سرب و آهن- فرق گذاشتن موجودات زنده و جمادات- روى سه خاصيت فوق آسان است و اشكالى ندارد- ولى فرق گذاشتن حيوان و نباتات- خالى از اشكال نيست- قدما فرق حيوان و گياه را- در حس و حركت مىدانستند- ولى دانشمندان جديد