اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٦٦ - ادراكات حقيقى چگونه ارتباط توليدى پيدا مىكنند
تبدل عوامل احساسى- و يا نتايج مطلوبه زائل و متبدل شود- و اينها همان علوم- و ادراكات اعتباريه بالمعنى الاخص مىباشند- كه در آخر مقاله ٥ تذكر داده شد ما در نگاه نخستين- پديدههاى جهان را بدو قسم مختلف- آنچه براى مطلب فعلى ما لازم است- همين قدر است كه فكر منطقى و سير و سلوك برهانى- متكى بر روابط واقعى محتويات ذهن است- و زمينه فعاليت عقلانى- و فكرى كه ارزش منطقى داشته باشد- در جائى فراهم است- كه بين مفاهيم در واقع و نفس الامر رابطه برقرار باشد- و اما تفصيل چگونگى اين روابط را از فن برهان منطق بايد جستجو كرد
چرا ادراكات اعتبارى نمىتوانند با ادراكات حقيقى ارتباط توليدى
پيدا كنند
با توجه به آنچه تا كنون گفته شد- پاسخ اين پرسش واضح است- زيرا چنانكه دانستيم اساس تكاپو- و جنبش فكرى و عقلانى ذهن- روابط واقعى و نفس الامرى محتويات ذهنى است- و چون مفاهيم حقيقى در ذات خود با يكديگر مرتبطند- زمينه اين فعاليت ذهنى در ميان آنها فراهم است- و از اين رو ذهن ميتواند به تشكيل قياسات- و براهين منطقى موفق شود- و از پارهاى حقايق حقايق ديگرى را بر خويش معلوم سازد- ولى در اعتباريات همواره روابط موضوعات و محمولات- وضعى و قراردادى و فرضى و اعتبارى است- و هيچ مفهوم اعتبارى با يك مفهوم حقيقى- و يا يك مفهوم اعتبارى ديگر- رابطه واقعى و نفس الامرى ندارد- و لهذا زمينه تكاپو و جنبش عقلانى ذهن- در مورد اعتباريات فراهم نيست- و بعبارت ديگر كه با اصطلاحات منطقى نزديكتر است- ما نمىتوانيم با دليلى- كه اجزاء آنرا حقايق تشكيل دادهاند برهان- يك مدعاى اعتبارى را اثبات كنيم- و نيز نمىتوانيم با دليلى كه از مقدمات اعتبارى تشكيل شده- حقيقتى از حقايق را اثبات كنيم- و هم نمىتوانيم از مقدمات اعتبارى تشكيل برهان داده- يك امر اعتبارى نتيجه بگيريم- .
مثلا در حقايق تقدم شىء بر نفس- و ترجح بلا مرجح و تقدم معلول بر علت- و تسلسل علل و دور علل- و توارد علل متعدده بر معلول واحد- و صدور