اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٤٩ - ٢-اصل انطباق با محيط
مقتضيات زندگانى است اين مبادى را رها- و مبادى ديگرى بجاى اين مبادى بوجود خواهد آورد- پس هيچيك از اصول و قواعد علمى- نمىتواند كليت و قطعيت داشته باشد- زيرا ممكن است در مقتضيات زندگانى- تغييراتى حاصل شود- و ذهن مجبور بترك اين مبادى- و پذيرفتن مبادى ديگرى بشود- و از اينرو علمى كه بر اين پايههاى متزلزل استوار گرديده- با خود آنها فرو مىريزد و از بين مىرود- .
اشكال فوق را بصورت يك برهان صريح و روشن- بر رد نظريه بالا مىتوان اقامه كرد- باين بيان كه لازمه صحت و قبول اين نظريه- تزلزل و عدم اعتبار جميع قواعد و نظريههاى علمى- و از آن جمله خود اين نظريه است- يعنى صحت و اعتبار اين نظريه- مستلزم بطلان و عدم اعتبار خودش است- زيرا مطابق اين نظريه چنانكه مكرر گفته شده- مبادى عقلى كه يكى از دو عنصر سازنده قواعد- و قوانين علمى است- فرضهائى است كه طبق احتياجات مخصوص زندگانى- بر اذهان ما تحميل شده- و در مورد هيچ نظريه و قاعده علمى- نمىتوان گفت واقع و نفس الامر چنين است- بلكه همين قدر مىتوان گفت- بحسب مبادى و اصولى كه فعلا بر اذهان ما تحميل شده- ما چنين حكم مىكنيم- و البته اين نظريه شامل خودش نيز هست- يعنى در مورد خود اين نظريه نيز نمىتوانيم قائل شويم- كه در واقع و نفس الامر عقل- و مبادى عقلى تابع اوضاع محيط است- بلكه همين قدر مىتوانيم بگوئيم كه بحسب مبادى- و اصولى كه فعلا بر اذهان ما تحميل شده- ما چنين حكم مىكنيم- اما واقع و نفس الامر چطور است نمىدانم- پس اين نظريه در درجه اول فتوى ببطلان- و بى اعتبارى خودش مىدهد- و خودش خودش را نقض مىكند- و باصطلاح تيشه به ريشه خود مىزند- .
از آنچه در بالا گذشت معلوم شد- كه استحكام بلكه امكان علم جز با نظريه عقل- و معقولات يقينى و ثابت و لا يتغير معنا ندارد- و با قبول فرضيه تجربيون - در مورد عقل و مبادى عقلى كه در مقاله ٥ گذشت- يا فرضيه عدهاى از روانشناسان جديد- كه در اينجا شرح آن رفت- نمىتوان به علم اعتماد و اطمينان پيدا كرد- و بايد براى هميشه دست از جزم و يقين شست- و علم را كنار نهاد- و خواننده محترم اگر در مطالب مقالههاى ٤ و ٥- و آنچه در اينمقدمه گذشت بخوبى دقت كرده باشد- اين نتيجه صريح و روشن به دستش مىآيد- كه ما بايد قبل از هر تئورى فلسفى و هر قانون منطقى- و هر قاعده علمى بوجود عقل- و معقولات مطلق نظرى اذعان داشته باشيم- يعنى بايد بوجود يك