اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٤٨ - ٢-اصل انطباق با محيط
و اما آنچه در مورد خصوص اصل امتناع تناقض- كه از حقايق است گفته شده يك اشتباه ديگريست- زيرا اولا فرض توتميه يا دسته و طبقه ديگر- كه خودشان را هم كلاغ و هم حيوان ديگر مىدانند- ربطى به اصل امتناع تناقض ندارد- ثانيا از يك نكته ديگر نبايد غفلت كرد- و آن اينكه گاهى ذهن حكمى مىكند- و بسرعت از آن حكم اعراض- و به ضد يا نقيض آن حكم مىگرايد- و از اين حكم دومى نيز اعراض مىكند- و براى بار دوم بحكم اول مىگرايد و همچنين- و شخص مىپندارد- كه در آن واحد ذهن دو حكم متناقض نموده است- و اين حالت براى اذهان بسيط و ساده- كه قدرت استدلال منطقى ندارند زياد دست مىدهد- و ذهن هر اندازه از لحاظ منطقى مجهزتر بوده باشد- در احكام خود ثابتتر و راسختر است- .
ذهن ما دامى كه قدرت استدلال منطقى پيدا نكرده- روى تلقين يا تداعى معانى يا چيز ديگر احكام- و تصديقاتى مىكند- كه مىتوان آنها را يكنوع سبق ذهن دانست- اين قبيل احكام بسرعت تغيير- و تبديل پيدا مىكنند و جاى خود را بيكديگر مىدهند- مثلا طفل كه در تحت تاثير- تلقينات پدر و مادر است به آنچه آنها مىگويند گرايش مىكند- و لهذا اگر پدر به او بگويد چنين است- قبول مىكند كه چنين است- و اگر فورا بگويد چنين نيست- فورا ذهن كودك از حكم اولى خود منصرف مىشود- معتقد مىشود كه چنين نيست- و شايد در ميان قبائل وحشى نيز چنين باشد- كه افراد در يك آن معتقد شوند كه كلاغند- و در آن ديگر بسرعت معتقد شوند كه كلاغ نيستند- ولى هيچگاه در آن واحد نه ذهن كودك- و نه ذهن انسان وحشى- بدو طرف نقيض گرايش پيدا نمىكند- ثالثا عين ايرادى كه از طرف طرفداران اين نظريه- بر نظريه تجربى وارد كردهاند- بطريق اولى بر خودشان وارد است- در همان كتاب صفحه ١٢٣ مىنويسد- مذهب تجربى اين اشكال را دارد كه اصول- و قواعدى كه در نتيجه حس و تجربه درست مىشود- هميشه با حقايق تجربى تطبيق نمىكند- و نمىتواند كليت و قطعيت داشته باشد- چه ممكن است طبيعت- ذهن را وادار به تغيير آن مبادى سازد- و از اينرو علمى كه- بر اين پايههاى متزلزل استوار گرديده- با خود آنها فرو مىريزد و از بين مىرود - .
اشكال تزلزل اركان علم- در اين نظريه قويتر است- زيرا مطابق اين نظريه- علم محصول همكارى حس و عقل است- و مبادى عقلى كه يكى از دو عنصر سازنده علم هستند- يك وضع ثابت و مطلق و تغيير ناپذير ندارند- زيرا اين مبادى طبق مقتضيات مخصوص محيط- و احتياجات مخصوص زندگانى ساخته شده- و در صورت تغيير مقتضيات زندگانى- آن قوهاى كه كارش سازگار ساختن انسان- با