اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٤٢ - ٢-اصل انطباق با محيط
كه از آن بنفس ناميه در نباتات- و نفس حيوانيه در حيوانات تعبير مىشود- علت اين تغييرات و تجهيزات مىدانند- و بعضى مستقيما اين تغييرات را- مستند به علل ما وراء الطبيعهاى مىدانند- قدر مسلم اينست كه علم تا كنون نتوانسته است- علت واقعى اين تغييرات را نشان بدهد- و آنچه گفته شده است از قبيل نظريههاى فلسفى است- كه با استدلالات فلسفى- بايد صحت و سقم آنها را سنجيد- ما در اينجا نمىتوانيم از مطلب خودمان خارج شده- وارد اين مطلب بشويم- ناچار بجاى ديگر موكول مىكنيم- آنچه مربوط بمطلب فعلى ما است همين قدر است- كه چنين اصلى بنام اصل انطباق با محيط- كه ما براى آنكه معناى عامترى را شامل شود- آنرا اصل انطباق با احتياجات مىخوانيم- بر وجود موجود زنده حكمفرما است- و اين انطباق گاهى پنهان از شعور- و گاهى آشكار واقع مىشود- و اين اصل هم بر شئون جسمانى- و هم بر شئون نفسانى حاكم است- يعنى از جهازات مختلف بدنى گرفته- تا احساسات قلبى و ملكات اخلاقى- و عواطف و تمايلات درونى- همه محكوم اين اصل هستند- اينجا است كه با يك مطلب فوق العاده مهم- و قابل توجه و بى سابقه- كه بيش از هر چيز- با منطق و فلسفه سر و كار دارد مواجه مىشويم- و آن عبارت است از- رابطه عقل و ادراكات عقلانى با اصل انطباق با محيط- يعنى آيا همانطورى كه ساير شئون جسمانى- بلكه نفسانى موجود زنده- همواره طبق اصل انطباق با احتياجات- متناسب است با محيط و احتياجات حياتى- و با تغيير آن محيط و آن احتياجات تغيير مىكند- عقل و ادراكات عقلانى- و مخصوصا اصول و مبادى عقلانى- كه بنام بديهيات اوليه خوانده مىشوند- و در مقاله ٥ اثبات شد- كه آن اصول از لحاظ منطقى- مقياسهاى اصلى فكر بشرند- و پايههاى افكار فلسفى و علمى رياضى و طبيعى- روى آن اصول گذاشته شده است- تابع اصل كلى انطباق با محيط است- و هر محيطى عقل خاص- و اصول عقلانى مخصوصى را ايجاب مىكند- و همان عامل يا عواملى- كه در ساير قسمتهاى ساختمان وجودى موجود زنده- تجهيزاتى متناسب با احتياجات بوجود مىآورد- و با تغيير احتياجات آن تجهيزات را تغيير مىدهد- اعمال عقلانى را نيز تحت كنترل خود دارد يا نه- و بعبارت ديگر در حال حاضر يك سلسله اصول- و مبادى عقلانى در دست ما هست- و ما روى آن اصول و مبادى- فلسفه و منطق و علوم رياضى و طبيعى خود را بنا كردهايم- آيا اين اصول تابع اصل انطباق با محيط است- و ذهن در تحت تاثير عامل يا عوامل تطبيق دهنده- اين اصول را وضع و فرض كرده- و با تغيير اوضاع محيط طبيعى يا اجتماعى- و تغيير احتياجات اين اصول جاى خود را- باصول موضوعه ديگرى خواهد داد يا نه- و اگر چنين است ما چه اطمينانى