اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٤ - حكماء اسلامى
منطبق بافراد مادى هستند داشته- و اما بديهيات اوليه را معتقد بوده- كه بتدريج خود بخود- و بدون وساطت و دخالت ادراكات جزئى حسى- براى عقل حاصل مىشود- يعنى معتقد بوده كه عقل اين تصورات را از پيش خود ابداع مىنمايد- و بالاخره اين قسمت مهم در نظريه ارسطو - تاريك است و روشن نيست- و همين تاريكى موجب شده- كه دانشمندان متحير شوند- و نظريه ارسطو را در باب عقل و حس- مختلف تقرير كنند- بعضى او را حسى بدانند و بعضى عقلى- و بعضى او را در اين مسئله متهم به تذبذب كنند- ما در آخر اين مقدمه- در اين باره باز سخن خواهيم گفت
حكماء اسلامى
اين دانشمندان غالبا از نظريه ارسطو - در باب كيفيت حصول علم و معرفت پيروى نمودهاند- و هر دو قسمت نظريه ارسطو را- كه در بالا شرح داديم پذيرفتهاند- يعنى از طرفى اعتراف دارند- كه نفس انسان در حال كودكى- در حال قوه و استعداد محض است- و لوح بى نقشى است- كه فقط استعداد پذيرفتن نقوش را دارد- و بالفعل واجد هيچ معلوم و معقولى نيست- و از طرف ديگر ادراكات جزئى حسى را- مقدم بر ادراكات كلى عقلى مىشمارند- به اضافه اينكه آن قسمت مهم- كه در نظريه ارسطو تاريك و مبهم است- در نظريه دانشمندان اسلامى روشن است- زيرا اين دانشمندان تصريح كردهاند- كه تمام تصورات بديهيه عقليه- امورى انتزاعى هستند- كه عقل آنها را از معانى حسيه انتزاع كرده است- چيزى كه هست اين است كه- فرق است بين انتزاع مفاهيم كلى- كه منطبق بمحسوسات مىشود- از قبيل مفهوم انسان و مفهوم اسب- و مفهوم درخت- و بين انتزاع بديهيات اوليه و مفاهيم عامه- از قبيل مفهوم وجود و عدم و وحدت و كثرت- و ضرورت و امكان و امتناع- و آن فرق اينست كه انتزاع دسته اول- مستقيما از راه تجريد و تعميم جزئيات محسوسه- براى عقل حاصل شده است- ولى دسته دوم از دسته اول- بنحو ديگرى انتزاع شده است- و بعبارت ديگر دسته اول عينا همان صور محسوسه هستند- كه از راه يكى از حواس وارد ذهن شدهاند- و سپس عقل با قوه تجريدى كه دارد- از آن صور محسوسه يك معناى كلى ساخته- ولى دسته دوم مستقيما از راه حواس وارد ذهن نشدهاند- بلكه ذهن پس از واجد شدن صور حسيه- با يك نوع فعاليت خاصى و با يك ترتيب خاصى- اين مفاهيم را از آن صور حسيه انتزاع مىكند- لهذا دسته اول در اصطلاح فلسفه معقولات اوليه- و دسته دوم كه متكى بدسته اول هستند- معقولات ثانيه خوانده مىشوند- و همين معقولات ثانيه فلسفى است- كه بديهيات اوليه منطق- و موضوعات غالب