اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣٥ - اشكال- پنجم
٣-علوم و ادراكات منقسم مىشوند به تصورات و تصديقات- .
و تصورات منقسم مىشوند بدو قسم مهيات و اعتباريات- .
٤-در مورد مهيات كنه معلوم بر ما معلوم است- .
٥-مفاهيم اعتباريه پس از مهيات معلومند- .
٦-مفاهيم اعتباريه را ابتداء با نسبت- و پس از آن با معناى مستقل بدست مىآوريم- و در همه حال حكايت آنها از خارج بالعرض مىباشد- .
٧-مقدار زيادى از تصورات بحسب حقيقت قضيه هستند- و بالعكس- .
٨-انقسام بسوى حقيقت و اعتبار چنانكه در تصور هست- در تصديق نيز هست- .
٩-مفاهيم كثرت و انقسام ديگرى- از راه بساطت و تركب دارند- .
١٠-مهيات را بوسيله تحديد منطقى بايد شناخت- .
١١-علوم و ادراكات كثرتى ديگر- بواسطه انقسام به بديهى و نظرى دارند- .
١٢-هر معلوم تصديقى فرض كنيم- يا خود بديهى است يا منتهى به بديهى- .
١٣-هر معلوم نظرى بواسطه تاليف بديهيات- يا نظريات منتهى ببديهيات يا مختلط پيدا مىشود- .
١٤-فرق ميان بديهى و فرضيه- .
١٥-احتياج نظرى به بديهى- غير از سنخ احتياج هر قضيه به حكم نقيضين مىباشد- و حكم نقيضين محتاج اليه همه معلومات است- .
١٦-چنانكه مواد تصديقات منتجه در نتيجه مؤثرند- همچنين