اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣٣ - اشكال- پنجم
پديده ثابت غير متغير بوجود آورد- و از اين روى از پذيرفتن تحول در علوم- و ادراكات چاره و گريزى نيست- و روى اين اصل همه سخنان ديالكتيك- در توصيف حال علوم و ادراكات- و روشى كه اتخاذ كرده درست خواهد بود- .
پاسخ- آنچه را اصول مبرهنه گذشته اقتضا مىكند- اينست كه با فرض مادى نبودن علوم و ادراكات- از زايش طبيعى نمىتوان دم زد- و طبعا در اين صورت- تبعيتهاى حكمى ميان ماده و ادراكات- از ميان برمىخيزد- و آنچه بحثهاى فلسفى در مورد نسبت وجودى- در ميان موجودات غير مادى نتيجه گرفته- با حفظ موافقت آن در مورد ادراكات- بايد گفت انسان در موقع حصول يك سلسله آثار ماديه- با شرايط مخصوص- اين پديدههاى غير مادى برايش ظهور مىكند- كه با ماده مطابقت مخصوصى دارند- جز اينكه ماده هميشه ناقص و متحول- و آن پديدههاى غير مادى تام و ثابت مىباشند- و اينكه ما در ميان سخنان خود- در مورد اين پديدهها نام زايش و توالد- و استنتاج و تكون بزبان مىآوريم- در اثر محيط بحث و انس با ماده و ماديات بوده- و جز تجوز و تسامح صورتى ندارد- .
اشكال- [پنجم]
آزمايشهاى متوالى نشان مىدهد- كه محيط زندگى انسان در افكار وى سهيم مىباشد- و اختلاف معلومات و افكار- با اختلاف منطقه و محيط زندگى- حتى در يك فرد انسانى بحسب دو زمان- و بموجب اختلاف شرايط روشن- و غير قابل انكار است- و همچنين ما مىتوانيم با تربيتهاى گوناگون در انسان- افكار گوناگون ايجاد نمائيم-