اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣٢ - اشكال چهارم
آرى دانشمندان ديالكتيك مىگويند- روش فكر متافيزيك كه فكر مطلق است- اين گرفتارى را پيش مىآورد- و روش فكرى ديالكتيك نسبيت است- و خارج ماده نيز با وى موافق مىباشد- و در خارج ماده اثبات مطلق و نفى مطلق نداريم- پس هر اثباتى كه در خارج است با نفى قابل جمع است- .
ولى ما مىگوئيم- اولا اين اعتراف بصحت حكم نقيضين است حتى در خارج- زيرا حكمى را كه در خارج اثبات مىكند- فكر نسبى است و خارج مادى موافق مىباشد- راضى نيستند دروغ درآمده و از خارج نفى شود- .
ثانيا روش فكرى خود ديالكتيك نيز روش اطلاق است- زيرا اين دانشمندان راضى نيستند بايشان گفته شود- كه اين همه رنج شما بيهوده- و اين استدلالتان پوچ و دروغ است- پس ناچار اين استدلال در اعتقادشان راست است- و اين يك فكر مطلقى است كه در مغزشان جايگزين شده- و خوشبختانه فكرى است با روش ديالكتيك- پس فكر با روش ديالكتيك مطلق بوده نه نسبى- .
اصولا چگونه متصور است- كه در مورد نظريهاى برهانى اقامه شده- و نتيجهاى اثبات نمايد- و با اين همه تكذيب نتيجه به برهان صدمه نزند
اشكال [چهارم]
فرضا همه سخنان گذشته با پايههاى استدلالى آنها- كه در اين مقالهها مقاله ٣ ٤ ٥ ذكر شده درست باشند- اين حقيقت قابل انكار و اغماض نيست- كه همه علوم و ادراكات يا بيشتر آنها- از واقعيت ماده خارجى گرفته شده- پس ماده بهر تقدير در زايش اينها مؤثر مىباشد- و متصور نيست كه يك موجود متحول متكامل- يك