اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣ - ارسطو
١-روح قبل از تعلق به بدن موجود است- ٢-روح از ابتداء تعلق به بدن- معلومات و معقولات زيادى در باطن ذات خود همراه دارد- ٣-عقل مقدم بر حس است- و ادراك معانى كليه مقدم است بر ادراك جزئيات- ٤-راه حصول علم مشاهده مثل است- از همان زمان خود افلاطون - بوسيله شاگردش ارسطو با اين عقيده مخالفت شد- و وجود معلومات قبلى- بلكه وجود روح قبل از بدن- و همچنين تقدم عقل بر حس- و تقدم ادراكات كلى بر ادراكات جزئى- مورد انكار قرار گرفت
ارسطو
اساس نظريه ارسطو - در باب علم و معرفت بر اينست- كه روح در ابتداء در حد قوه و استعداد محض است- و بالفعل واجد هيج معلوم و معقولى نيست- تمام معقولات و معلومات- بتدريج در همين جهان برايش حاصل مىشود- .
بعد از ارسطو پيروان مكتب وى- عقل را از لحاظ طى مراحل مختلف- و درجاتى كه در همين جهان- در راه تحصيل معرفت مىپيمايد- بدرجاتى تقسيم كردهاند- از اين قبيل- عقل بالقوه عقل بالملكه عقل بالفعل- عقل بالمستفاد- با اختلاف بيانهايى كه در تقرير اين مراتب هست- گويند اول كسى كه اين طبقهبندى را- مطابق مسلك ارسطو بيان كرده است- اسكندر افريدوسى از حكماء اسكندريه است- .
مطابق نظريه ارسطو - ادراك جزئيات مقدم است بر ادراك كليات- يعنى ذهن ابتداء بدرك جزئيات نائل مىشود- سپس بوسيله قوه عاقله به تجريد و تعميم مىپردازد- و معانى كليه انتزاع مىكند- نظريه ارسطو در باب حصول معرفت- شامل دو قسمت اصلى زير است- ١-ذهن در ابتدا- واجد هيچ معلوم و معقولى نيست- تمام ادراكات و تصورات جزئى و كلى- در همين جهان براى نفس حاصل مىشود- .
٢-ادراكات جزئى مقدم است بر ادراكات كلى- .
ولى در عين حال سندى در دست نيست- كه آيا ارسطو قسمت دوم نظريه خويش را- در باره جميع معلومات و معقولات داشته- يعنى حتى آن قسمت از تصورات عقلى را- كه در منطق خويش آنها را بديهيات اوليه خوانده- از همين قبيل مىدانسته است- و عقيده داشته كه بديهيات اوليه عقليه نيز- مسبوق بادراكات جزئيه حسيه است- و يا آنكه آن عقيده را- در خصوص ماديات و كلياتى كه