اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٢٩ - اشكال- سوم
و مثلا در مورد شكل اول قياس اقترانى مىگويد- در مثال معروف هر انسان حيوان است- و هر حيوان حساس است پس هر انسان حساس است- وقتى اين شكل اين نتيجه را داده- و انسان حساس خواهد بود- كه انسان مهيتى جدا از ديگر مهيات داشته باشد- و انسان انسان بماند و غير انسان نباشد- و حال آنكه اين جور نيست- و در غير اين دو مورد نيز- نظير اين اشكالات را كردهاند و چنانكه روشن است- همه آنها از تقرير سه اصل نامبرده- كه ديالكتيك نفى مىنمايد سرچشمه مىگيرند- .
پاسخ- ما اكنون به گفتگوى اساسى- در اطراف سازمان تز آنتى تز سنتز نمىپردازيم- و شرح كامل اجزاى اين نظريه تازه را- به مقالهاى كه به خواست خداى يگانه- بعنوان قوه و فعل خواهيم نگاشت موكول مىنمائيم- .
ما در آنجا با روشن ساختن معناى حركت عمومى- روشن خواهيم ساخت- كه اين مسئله عينا مضمون همان تفسيرى است- كه فلاسفه ديرگاهى است متعرض شده- و حقيقت مطلق حركت را تقرير كردهاند- كمال اول بالقوه چيزى كه بالقوه است- يا اتحاد قوه و فعل در حركت- و فرقى كه ميان اين دو تقرير و تفسير است اينست كه فلاسفه ماديت تحولى- يك مطلب پخته را با بيان خام و نارس- و نارسائى تقرير نمودهاند- .
آرى داستان دراز تز آنتى تز سنتز- همان يك جمله كوتاه- اتحاد قوه و فعل در حركت مىباشد- و راههاى دور و درازى- كه فلاسفه مادى در اين وادى پيموده- و ارمغانهاى تر و تازه و تازهترى- كه در هر بازگشت به همراه خودشان آورده- و در پردههاى مختلف در